آنچه نتانیاهو تصور میکرد با جنایت می تواند حاصل کند در مسیر متضاد قرار گرفته،عکس آن برای صهیونیستها رقم خورد
به گزارش مشرق، رژیم صهیونیستی یک ساختار نظامی جنگ طلب است که برای استمرار حیات در دنیایی که برساختۀ نظامهای سیاسی است، یک ساختار سیاسی نیز ایجاد کرده است. این ساختار نظامی جنگ طلب، برتری عملی در همۀ زمینهها را به عنوان هدف خود تعریف کرده، برای وصول به این هدف، از هیچ اقدامی فروگذار نمیکند. از این رو همواره، جنایت در همۀ انواع آن بخش اصلی اقدامات این رژیم برای رسیدن به هدف برتری طلبی اش بوده و هست. این رژیم در این راستا همواره طرحهای تعریف شده ای در مسیر برتری طلبی آماده داشته، از هر فرصت و بهانهای برای اجرایی کردن طرحهای توسعه طلبانه و جنگ طلبانه اش استفاده میکند.
اجرای عملیات طوفان الاقصی، یکی از بهترین بهانههای موجود برای انجام اقداماتی از سوی این رژیم بود که شرایط عادی، امکان انجام آن اقدامات را برای رژیم صهیونیستی فراهم نمی ساخت. حملۀ پیشدستانۀ مقاومت فلسطین و غافلگیر کردن ساختار امنیتی رژیم صهیونیستی- که منجر به کشته شدن تعداد قابل توجهی صهیونیست در شهرکهای اطراف نوار غزه و به اسارات در آمدن قریب ۲۴۰ نفر از آنها شد، بهترین بهانه را به دست رژیم صهیونیستی داد تا به کشتار جمعی و نسل کشی فلسطینیان دست بزند.
نتانیاهو که سالها در انتظار به دست آوردن چنین بهانهای بود، با عملیات طوفان الاقصی- که از اقدامات ضروری مقاومت در آن دوره بود- جنایت را در دستور کار خود قرار داد. تصور او و همپالگیهایش این بود که با این اقدام و استمرار جنایت، نه تنها مقاومت را در مسیر زوال قرار خواهد داد، بلکه فکر میکرد میتواند برخی طرحهای توسعه طلبانهاش را نیز به سرانجام برساند. اما امروز همه چیز برعکس شده، رژیم صهیونیستی شاهد پیامدهایی متضاد با تصورات نتانیاهو و همفکرانش است. پیامدهایی که رژیم صهیونیستی را در مسیر نابودی قرار داده است.
الف. خیزش افکار عمومی جهانی علیه رژیم صهیونیستی
آنچه در محاسبات «نتانیاهو» و مقامات رژیم صهیونیستی، چندان جایی نداشت، خیزش افکار عمومی جهانی علیه این رژیم بود. آنها طی بیش از ۷ دهه اشغال فلسطین، به هر جنایتی دست زده بودند اما با ۳ ابزار مانع آن شده بودند افکار عمومی علیه شان قیام کند. اولین ابزار آنها، دستگاه رسانه ای غرب و آمریکا بود. این دستگاه رسانهای با سانسور هدفمند اخبار و ارائۀ روایت صهیونیستی از وقایع، افکار عمومی را حامی رژیم صهیونیستی نگاه داشته بود. در بخش دوم، روایت صهیونیستی در تمام بخشهای فرهنگی و زندگی روزمره غربیها تبلیغ میشد. این مسئله موجب نرسیدن روایت فلسطینی به گوش افکار عمومی می شد. در وجه سوم، صهیونیستها پس از هر جنایت با هزینههای سنگین تبلیغی و به کارگیری سبلریتیهای غرب- که ابزار هدایت افکار عمومی است، با ارائۀ یک چهرۀ سفید از خود و سرزمینهای اشغالی، خود را در جنایتهای رنگارنگ شان تطهیر میکردند و افکار عمومی را به موضع حمایت از صهیونیزم باز میگرداندند.
اما این بار مسیر تغییر کرده بود. شبکههای اجتماعی و رسانههای جبهۀ مقاومت، مسیر سانسور کامل را بر رسانههای غربی بستند. لذا دستگاه رسانهای غرب نتوانست روایت صهیونیستها را به تنهایی روایت کند و افکار عمومی با چهرۀ صهیونیست ها و پشت پردۀ پنهان همیشگی جنایات آنها آشنا شد. همین مسئله موجب شد حتی سلبریتیهایی که توسط صهیونیستها طی سالهای مختلف اجیر شده بودند نیز نتوانند کاری برای صهیونیستها کنند.
نتیجه آن بود که در افکار عمومی جهانی یک خیزش ضد صهیونیستی شکل گرفت که پیش از این نمونه نداشته است. این یکی از نقاطی بود که «نتانیاهو» و جنایتکاران همراهش تصوری از آن نداشتند و آنچه در جهان واقع شد، بر خلاف رویکرد و تصور آنها بود. تصوری که در حد یک توهم باقی ماند.
ب. از دست رفتن امنیت
یکی دیگر از توهمات «نتانیاهو» که او تصور میکرد با جنایت میتواند آن را التیام بخشد، ایجاد امنیت بود. «نتانیاهو» تلاش کرد با جنایت در غزه، مقاومت فلسطین را خاموش کند. این امر برای او آنچنان که تصور میکرد محقق نشد اما با همان رویکردی که او به سمت آن گام برداشته بود، باز امنیت برای صهیونیستها به وجود نیامد. براساس گزارش دستگاه های امنیتی رژیم صهیونیستی همین امروز در زمانی که ۷۰% از خاک نوار غزه در اختیار ارتش صهیونیستی است، باز هم نیمی از نوار غزه را حماس مدیریت میکند. اما مهمتر از آن این است که شهرک نشینان، جرأت بازگشت به نوار غزه را ندارند چرا که آنها احساس امنیت نمیکنند.
در شمال فلسطین اشغالی نیز وضع به همین منوال است. از ۹۰۰هزار صهیونیست شهرک نشین که از ابتدای جنگ در سال ۲۰۲۳ از آنجا خارج شدند، کمتر از نیمی از آنها پس از آتش بس در لبنان به آنجا بازگشتند. آنهایی که باز نگشتند، ۸۰ درصدشان اعلام کردند، حاضر به بازگشت به شمال فلسطین اشغالی نیستند، آنهایی که باز گشته بودند نیز با آغاز درگیری بین حزب الله و رژیم صهیونیستی دوباره مسیر خروج از شمال را در پیش گرفتند. حالا شهرکهای صهیونیست نشین شمال فلسطین از جمعیت تقریباً خالی است و آنهایی هم که به آنجا بازگشته اند، وضعیت زندگی شان هرگز عادی نشده است. این بدان دلیل است که در شمال فلسطین اشغالی هم همانند اطراف نوار غزه احساس امنیت وجود ندارد.
در دیگر نقاط فلسطین اشغالی وضع احساس امنیت همانند شمال است. با طولانی شدن جنگ، هر روز تعداد بیشتری این احساس را دارند که امنیت دیگر باز نخواهد گشت لذا هر روز تعداد کسانی که نیاز به مشاوره، نیاز به درمان روانی و نیاز به بستری در بیمارستانهای روانی میکنند، بیشتر میشود. روی دیگر سکۀ این عدم احساس امنیت را باید در اقدام به خودکشی جستجو کرد. هر روز تعداد کسانی که اقدام به خودکشی میکنند بیشتر میشود. آمار خودکشی، مخفی نگاه داشته میشود اما خودکشیهای ارتش با وجود سانسور جدی همچنان به چشم می آید.
در کنار اینها باید به مسئلۀ قیمت ساختمان و اجاره بها اشاره کرد. مسئلهای که تحت تأثیر حملات گذشته است و در محله هایی که به نقاط نظامی نزدیکاند و محلههایی که قبلاً هدف قرار گرفتهاند ارزان شده و در محلههایی که روی موشک را ندیدهاند سر به فلک میکشد.
اینها همه نتیجۀ عدم احساس امنیت است که در تصور «نتانیاهو» و همپالگی هایش با جنایت میخواست آن را درمان کند اما مسیرش برعکس شده، نتیجه متضاد از آن بیرون آمد.
ج. مهاجرت معکوس
وجه سوم اشتباه محاسباتی «نتانیاهو» و جنایتکاران همدستش را باید در مسئله جمعیت در رژیم صهیونیستی جست. صهیونیست ها از ابتدای اشغال فلسطین با مسئله جمعیت دست و پنجه نرم کردهاند. آنها برای تأمین جمعیت از همان ابتدا به مهاجرت دادن یهودیان از سراسر جهان روی آوردند.
طی سالهای اشغال فلسطین به دلیل رشد پایین جمعیت (در حد ۱ درصد) آنها نتوانستند جمعیت قابل توجهی را در فلسطین گرد خود جمع کنند. از این رو همچنان بر مهاجرت تمرکز داشته اند. به همین دلیل، جلوگیری از مهاجرت معکوس برای آنها حکم مرگ و زندگی را داشته است.
آنچه در محاسبات «نتانیاهو» و همدستان جنایتکارش اشتباه محاسبه شده بود، این بود که با جنایت میتوانند جمعیتی را که دهه ها با جنایت نگاه داشتهاند همچنان در فلسطین اشغالی نگاه دارند. اما این اشتباه محاسباتی امروز کاملاً آشکار شده است.
با وجود مخفی نگاه داشتن آمار مهاجرت معکوس در رژیم صهیونیستی، اما آمار متعددی در رسانههای رژیم صهیونیستی در حال انتشار است که نشان میدهد جمعیت قابل توجهی از صهیونیستها در حال مهاجرت از فلسطین اشغالی هستند. این آمار در مقالات متعددی در روزنامه عبری معاریو منتشر شده است. نخبگان و اقشار تحصلیکرده در صدر این آمار قرار دارند.
این بدان معنا است که آنچه صهیونیستها برای تصوری متفاوت داشتند با اشتباه محاسباتی نتانیاهو و همراهانش مسیری برعکس را به وجود آورده است.



