بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.

به گزارش مشرق، از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرد و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخت.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های انگلیسی

گاردین از عقب‌نشینی مجدد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از تهدیدات نظامی علیه ایران خبر داد و نوشت که وی با امید به دستیابی «سریع» به توافق، حملات برنامه‌ریزی‌شده را لغو کرده است. ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال مدعی شد که این توقف به درخواست ایران و کشورهای منطقه صورت گرفته است. با این حال، خبرگزاری مهر ایران با رد این ادعا، آن را «دروغی تازه» خواند و تأکید کرد که نیروهای مسلح ایران در آماده‌باش کامل هستند.

بر اساس این گزارش، این چرخش آشکار پس از تماس تلفنی محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، با ترامپ و ابراز نگرانی عمیق وی از پیامدهای حملات گسترده صورت گرفت. یک منبع آگاه به آکسیوس گفت که ولیعهد سعودی از ترامپ خواسته تا «از تنش بکاهد و از انجام حملات خودداری کند.» هشدار قاطع ایران نیز در این عقب‌نشینی مؤثر بود؛ عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، به صراحت به همتایان منطقه‌ای خود اعلام کرد که هرگونه اقدام ماجراجویانه آمریکا و اسرائیل با «پاسخی قاطع و متناسب» روبرو خواهد شد و نورنیوز نیز هشدار داد که حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران، به هدف قرار گرفتن میادین نفتی عربستان، امارات و قطر منجر می‌شود.

گاردین می‌افزاید که هم‌زمان با این تحولات، کویت هدف حملات پهپادی ایران قرار گرفت و دو کشتی نیز در سواحل عمان در تنگه هرمز هدف اصابت قرار گرفتند. سی‌بی‌اس نیوز نیز از برنامه‌ریزی آمریکا و اسرائیل برای حملات مشترک آخر هفته به پالایشگاه‌ها و نیروگاه‌های ایران خبر داده بود. این گزارش تصریح می‌کند که ترامپ به رغم لفاظی‌های تهدیدآمیز، بار دیگر مجبور به عقب‌نشینی شده است.

یواس‌ای تودی در یادداشتی طنزآمیز به قلم رکس هاپکه، با نگاهی انتقادی به تبعات اقتصادی جنگ ایران پرداخت. این مقاله از زبان یک مدیر نفتی نوشته شده که با لحنی استهزاآمیز، از سودهای کلان شرکت‌های نفتی در سایه تداوم جنگ استقبال می‌کند. بر اساس آمارهای مندرج در این یادداشت، شرکت شورون در سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۶ معادل ۱۲.۱ میلیارد دلار سود خالص کسب کرده که افزایشی پنج برابری نسبت به مدت مشابه سال قبل نشان می‌دهد. همچنین اکسون‌موبیل با ۱۴.۵ میلیارد دلار سود، درآمد خود را بیش از دو برابر کرده است. هم‌زمان، متوسط قیمت هر گالن بنزین در آمریکا به ۴.۱۰ دلار رسیده است.

نویسنده با انتقاد از وعده‌های تحقق‌نیافته ترامپ مبنی بر «پایان سریع جنگ»، به شکست راهبردی واشنگتن در پیش‌بینی واکنش ایران مبنی بر مسدود کردن تنگه هرمز اذعان می‌کند. این مقاله همچنین به گسترش دامنه جنگ به یک مناقشه منطقه‌ای، با حملات انصارالله یمن به کشتیرانی عربستان و حملات نیروهای مقاومت عراق به ریاض، اشاره دارد. در پایان، نویسنده به نقل از گروه محیط‌زیستی «کلایمت پاور» فاش می‌سازد که «بیگ اویل ۴۵۰ میلیون دلار برای نفوذ بر ترامپ و جمهوری‌خواهان هزینه کرده است» و نیویورک تایمز نیز از کمک ۷۵ میلیون دلاری مستقیم این صنعت به کارزار انتخاباتی ترامپ خبر داده است. این گزارش نشان می‌دهد که چگونه این جنگ پرهزینه به ابزاری برای ثروت‌اندوزی شرکت‌های بزرگ نفتی تبدیل شده است.

رسانه های عربی

الجزیره در مقاله ای نوشت: سیاست آمریکا در قبال چین طی دو دهه گذشته به‌تدریج از تلاش برای ادغام چین در نظم بین‌المللی به راهبرد مهار و رقابت با آن تغییر کرده است. این تحول از دوره اوباما و راهبرد «چرخش به آسیا» آغاز شد و در دوره ترامپ با جنگ تجاری و اعمال تعرفه‌ها شدت گرفت. دولت بایدن نیز با محدودیت‌های فناوری، تقویت ائتلاف‌هایی مانند آکوس و افزایش همکاری‌های نظامی، این مسیر را نهادینه کرد.

رقابت با چین اکنون تنها به شرق آسیا محدود نیست و بر سیاست آمریکا در خاورمیانه و آمریکای لاتین نیز اثر گذاشته است. واشنگتن ایران را تا حدی از منظر محدود کردن دسترسی چین به منابع انرژی و مسیرهای راهبردی منطقه می‌نگرد. در مقابل، چین با گسترش روابط اقتصادی و دیپلماتیک، از جمله میانجیگری میان ایران و عربستان، نفوذ خود را افزایش داده است.

در نهایت، نویسنده معتقد است چین به «متغیر ثابت» سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده و رقابت قدرت‌های بزرگ، خطر درهم‌تنیدگی بحران‌های منطقه‌ای و شکل‌گیری رویارویی جهانی جدید را افزایش داده است.

المیادین در مقاله ای رقابت عربستان سعودی و ایران را نزاعی ژئوپلیتیکی بر سر نفوذ منطقه‌ای، امنیت انرژی و کنترل گذرگاه‌های حیاتی مانند تنگه هرمز و باب‌المندب می‌داند؛ به گونه ای که ریاض در سال ۲۰۲۶ همکاری امنیتی و اطلاعاتی خود با آمریکا و سنتکام را افزایش داده و در لبنان، یمن و عراق در جهت محدود کردن نفوذ متحدان ایران حرکت کرده است. هم‌زمان، عربستان تلاش می‌کند از طریق ائتلاف‌های دریایی، همکاری با کشورهای خلیج فارس و قدرت‌های بین‌المللی، امنیت مسیرهای کشتیرانی را تضمین کند.

نویسنده تأکید می کند که عربستان در برابر ایران رویکرد «مهار و بازدارندگی» را دنبال می‌کند، اما رقابت با ترکیه را قابل مدیریت می‌داند. از سوی دیگر، ریاض نسبت به تلاش ایران برای گسترش نفوذ سیاسی در میان جوامع شیعه کشورهای عربی حساس است و در عین حال از مسیر دیپلماتیک برای کاهش تنش با تهران حمایت می‌کند.

در نهایت، مقاله می‌گوید ایران می‌کوشد با ترکیب فشار نظامی نامتقارن و ابزارهای حقوقی و سیاسی، نقش اصلی در مدیریت تنگه هرمز را به دست گیرد؛ اما همکاری آمریکا و کشورهای خلیج فارس می‌تواند مانع این هدف شود.

رأی الیوم در مقاله ای نوشت: سفر اخیر بنیامین نتانیاهو به واشنگتن نشانه تغییر مهمی در روابط آمریکا و اسرائیل بوده است. برخلاف گذشته، استقبال از نخست‌وزیر اسرائیل سردتر و محدودتر بود؛ موضوعی که نویسنده آن را صرفاً مسئله‌ای تشریفاتی نمی‌داند، بلکه نشانه کاهش نفوذ نتانیاهو بر تصمیم‌گیری‌های واشنگتن تلقی می‌کند.

مقاله می افزاید: جنگ‌های غزه، لبنان و درگیری مستقیم با ایران، محاسبات آمریکا را تغییر داده و واشنگتن را نسبت به پیامدهای سیاست‌های نتانیاهو محتاط‌تر کرده است. در حالی که نتانیاهو خواهان فشار حداکثری بر ایران است، دولت آمریکا جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را همراه با باز نگه‌داشتن مسیر مذاکره و جلوگیری از جنگی فرسایشی دنبال می‌کند.

مقاله در پایان تأکید می‌کند آمریکا همچنان اسرائیل را متحدی راهبردی می‌داند، اما میان «اسرائیل به‌عنوان متحد» و «نتانیاهو به‌عنوان یک رهبر سیاسی» تمایز گذاشته است. نتیجه اصلی این است که ائتلاف پابرجاست، اما نفوذ نتانیاهو دیگر مطلق نیست و واشنگتن بیش از گذشته بر اساس منافع مستقل خود عمل می‌کند.

رسانه های چین و روسیه

خبرگزاری CGTN چین در گزارشی با عنوان «ایران درخواست توقف حملات آمریکا را رد کرد و اظهارات ترامپ را دروغ خواند» نوشت که منابع نظامی ایران ادعای دونالد ترامپ مبنی بر درخواست تهران از واشنگتن برای توقف حملات را رد کرده‌اند.

به گزارش این رسانه، منابع نظامی ایران اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا در شبکه اجتماعی تروث سوشال را «دروغی جدید» توصیف کرده و گفته‌اند این سخنان تلاشی از سوی ترامپ برای اعمال فشار بر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس است. این منابع تأکید کردند نیروهای مسلح ایران همچنان در بالاترین سطح آمادگی قرار دارند و برای هرگونه اقدام احتمالی آماده هستند.

ترامپ پیش‌تر اعلام کرده بود که تصمیم گرفته حملات جدید علیه ایران را متوقف کند، زیرا به گفته او، ایران و برخی کشورهای خاورمیانه خواستار توقف عملیات شده‌اند و چارچوب یک توافق احتمالی شکل گرفته است. او در پیامی نوشته بود که این توقف مشروط به دستیابی سریع به توافق نهایی خواهد بود.

سی جی تی ان افزود که تهران این روایت را رد کرده و تأکید دارد هیچ درخواستی برای توقف حملات از سوی ایران مطرح نشده است. اختلاف روایت دو طرف درباره وضعیت مذاکرات و توقف احتمالی درگیری‌ها، در حالی ادامه دارد که تنش‌ها میان ایران و آمریکا همچنان بالا است و هر دو طرف بر آمادگی نظامی خود تأکید می‌کنند.

روزنامه وزگلیاد روسیه در تحلیلی با عنوان «چرا ترامپ تا این اندازه بر تقابل با ایران اصرار دارد؟» نوشت که رفتار دونالد ترامپ در قبال ایران را نباید صرفاً در چارچوب پرونده هسته‌ای یا محاسبات سیاسی داخلی آمریکا تحلیل کرد، بلکه این تقابل به آینده نظم جهانی تحت رهبری غرب گره خورده است.

به نوشته این روزنامه، ترامپ ماه‌هاست به دنبال راهی برای خروج از بحران ایران است، اما از پایان دادن یک‌جانبه به درگیری‌ها خودداری می‌کند؛ این در حالی است که تهران اعلام کرده در صورت توقف حملات آمریکا، حمله به مواضع آمریکایی در خلیج فارس را متوقف خواهد کرد. برخی تحلیلگران این رویکرد را غیرمنطقی می‌دانند، زیرا ترامپ نه توان، نه نفوذ سیاسی و نه فرصت کافی برای ورود به یک جنگ گسترده را در اختیار دارد.

نویسنده معتقد است دلیل اصلی ادامه فشار بر ایران، ملاحظات شخصی یا انتخاباتی ترامپ نیست. از نگاه واشنگتن، ایران به یکی از مهم‌ترین چالش‌های نظم بین‌المللی غرب‌محور تبدیل شده است؛ نظمی که به باور آمریکا، پیش‌تر با اقدامات روسیه به شدت تضعیف شده و اکنون ایران «سومین میخ بر تابوت» آن را می‌کوبد.

این تحلیل می‌افزاید آمریکا همچنان خود را قدرتی امپراتوری می‌داند که باید قواعد مورد نظرش را بر نظام بین‌الملل حفظ کند. از این منظر، اگر واشنگتن نتواند ایران را وادار به عقب‌نشینی کند، در آینده مهار چین نیز بسیار دشوارتر خواهد شد و روند گذار به نظمی چندقطبی شتاب خواهد گرفت.

وزگلیاد در پایان نتیجه می‌گیرد که ترامپ در پی دستیابی به توافقی است که ایران را دوباره به پذیرش قواعد مورد نظر غرب بازگرداند، اما تهران تاکنون چنین رویکردی را نپذیرفته و برعکس، در حال ایفای نقشی فعال در تضعیف نظم غرب‌محور و تسریع شکل‌گیری موازنه جدید قدرت در نظام بین‌الملل است.

منبع: مهر

  • تبلیغات در مشرق
  • رسپینا - صفحه خبر
  • شهر خبر - جدید
  • اینستاگرام مشرق