بررسی سه نمونه ازبرنامههای ویژه جام جهانی ۲۰۲۶ در پلتفرمهای نمایش خانگی نشان میدهد آنچه با عنوان محتوای فوتبالی عرضه شده، چیزی جز بستهبندی مجدد سرگرمی سطحی نیست.
به گزارش مشرق، با اتمام بازیهای جام جهانی ۲۰۲۶ و بع تبع آن با اتمام برنامههای مربوط به این رویداد مهم بینالمللی میتوان به بررسی این برنامهها پرداخت برنامههایی که شاید کمترین نسبت موضوعیشان به جام جهانی باشد.
هر رویداد بزرگ بینالمللی، در کنار هیجانی که برای مخاطبان اصلی خود به همراه دارد، بازار موازیای از استفاده و سوءاستفاده رسانهای را نیز فعال میکند؛ بازاری که در آن برند و رویداد پرمخاطب، نه موضوع اصلی تولید محتوا، بلکه صرفاً ابزاری برای دیدهشدن محصولاتی میشود که هیچ نسبت محتوایی با آن رویداد ندارند. جام جهانی فوتبال، بهواسطه مقیاس بیبدیلش در جلبتوجه عمومی، از دیرباز یکی از پرکاربردترین بسترها برای این نوع سوءاستفاده بوده است. نسخه ۲۰۲۶ این رویداد در پلتفرمهای نمایش خانگی ایران، نمونهای گویا و قابل مستندسازی از این الگو به دست داده است.
منطق پنهان پشت یک موج تولید محتوا
آنچه این الگو را از یک برنامه ورزشی اصیل متمایز میکند، ترتیب اولویتهای تولید است. در یک محصول ورزشی واقعی، ابتدا تحلیل و روایت فوتبالی در کانون قرار دارد و عوامل برنامه بر مبنای همین موضوع گرد هم میآیند. اما در الگویی که امروز در حال رخداد است؛ این توالی معکوس شده است: نقطه شروع، یک نیاز تجاری یا بازاریابی است ـ جذب مخاطب فصلی، تقویت یک کمپین فروش، یا تولید انبوه کلیپهای کوتاه برای شبکههای اجتماعی ـ و در ادامه، نام و هیجان جام جهانی بهعنوان طعمه به همان نیاز تجاری متصل میشود.
فوتبال در این ساختار دیگر موضوع نیست؛ تزئینی است که به محصول مشروعیت و دیدهشدگی میبخشد. اتفاقی که از اساس برنامه را حتی از جذابیتهای مخصوص فوتبال خالی میکند تا مخاطب حتی بدون علاقه به فوتبال و حتی بدون دغدغه جام جهانی به سمت برنامهای که قرار است با موضوع فوتبال ساخته شود جذب شود.
اساسا بحث خلاقیت در این موضوع و این شکل ساخت جایگاهی ندارد؛ همه چیز فقط کنا هم قرار میگیرد تا سرگرمی را با موارد غیر اخلاقی بزک کند و به مخاطب برساند؛ اسامی برنامههای فعلی جام جهانی نیز موید این موضوع است؛ درجام؛ برجام؛ جیمی جام و …
نشانههای قابلردیابی این الگو معمولاً مشترکاند: حضور مهمانانی بدون هیچ پیشینه فوتبالی، مجریانی با سابقه اصلی در تولید محتوای طنز شبکههای اجتماعی و نه گزارشگری یا کارشناسی ورزشی، محوریت شوخیهای شخصی و حاشیه بهجای تحلیل بازیها، و پیوند مستقیم و آشکار برنامه با کمپینهای تبلیغاتی. بررسی سه تولید شاخص فصل اخیر، هر یک به شکلی، این ویژگیها را تأیید میکند.
«بفرمایید جام» فیلیمو؛ ریالیتیشویی با پوسته فوتبال
«بفرمایید جام» با اجرای امیرحسین قیاسی، از همان مرحله معرفی، خود را یک ریالیتیشوی سرگرمی با حضور چهرههای سینما و فضای مجازی توصیف کرده، نه محصولی با محوریت تحلیل فنی مسابقات. گزارش رسانههای نزدیک به این پروژه نیز بهصراحت تأیید میکند که برنامه بیش از تحلیل فنی، در پی فضای سرگرمی، شوخی و حاشیههای جام بوده است. پیوند تجاری این تولید با یک کمپین فروش نیز کاملاً آشکار است؛ طبق تبلیغات رسمی، بیننده در حین تماشا باید در انتظار کدهای هدیه و امتیازهای ویژه برای رتبهبندی در یک مسابقه فروش اینترنتی باشد؛ نشانهای روشن از اینکه محصول از پایه برای هدفی غیر از روایت فوتبالی طراحی شده است. اجرای امیرحسین قیاسی نیز عمدتاً بر شوخیهای شخصی با مهمانان متکی است و از ریتم و ادبیات یک اجرای ورزشی حرفهای فاصله محسوسی دارد.
دعوت از میهمانان بی ربط با فوتبال و ادامه مسیر همان مصاحبههای قدیمی با الگوی تکراری و البته بازیگران تکراری چون امیر حسین صدیقیان، هادی حجازی فر و عباس جمشیدی فر گویای این مطلب است.
«جیمی جام» فیلمنت؛ اعترافی از زبان خود سازندگان
صریحترین سند برای این الگو را میتوان در اظهارات تهیهکننده «جیمی جام»، مسعود باقری، یافت. وی در مصاحبهای رسمی، بیپرده گفته است که «جیمی جام» برنامهای تحلیلی درباره فوتبال نیست و بنیان آن بر شوخی و حاشیهسازی استوار است؛ به بیان دیگر، حتی سازندگان برنامه هم میپذیرند که فوتبال از ابتدا بهانه بوده، نه موضوع اصلی. پیامد طبیعی این رویکرد هم دور از انتظار نبود؛ گزارشهای رسانهای متعددی ثبت کردهاند که این برنامه از همان قسمتهای ابتدایی، به دلیل نوع ادبیات و شوخیهایش، با انتقادهای گسترده روبهرو شد.
میهمانها هم یا ربطی به فوتبال ندارند و حتی میهمانان مرتبط به فوتبال هم با محتوایی بی ربط به مستطیل سبز وایرال میشوند.
برای مثال در قسمتی که شیث رضایی و هادی نصرتی میهمان برنامه ابوطالب حسینی بودند با وجود شاید تنها میهمانان مرتبط با فوتبال دقیقهای حرف کارشناسی زده نشد و تصمیم تیم سازنده به پرداختن به حاشیههای زننده این دو در گذشته بود.

«درجام» نماوا؛ فوتبال بهعنوان غایب اصلی
«درجام» با اجرای مهیار حسن، شاید گویاترین مصداق این الگو و بی ربط ترین برنامه به جام جهانی باشد؛ چراکه در آن حتی نمای ظاهری فوتبالی هم کمرنگ شده و برنامه با اوج مفاهیم مبتذل در حال جذب مخاطب است. فهرست مهمانان برنامه را عمدتاً بازیگران سینما و چهرههای فعال در فضای مجازی تشکیل میدهند؛ افرادی که کمترین ارتباط تخصصی با دنیای فوتبال را دارند.
محتوای برنامه نیز عملاً به گفتوگوهای شوخی و کنایههای شخصی میان مجری و مهمانان تقلیل یافته، تا جایی که پربازدیدترین کلیپهای منتشرشده از آن در فضای مجازی، مربوط به شوخیهای ظاهری میان مجری و یک مهمان است؛ محتوایی که هیچ نسبتی با جام جهانی جز عنوان برنامه ندارد. اجرای مهیار حسن نیز بر ریتم گفتوگوی دوستانه و سطحی استوار است، بدون پشتوانه محسوسی از ادبیات یا تجربه مجریگری حرفهای ورزشی.
برنامه مهیار حسن پا را فراتر گذاشته و حتی بستری برای شوخیهای جنسی حتی با حضور بانوان را مهیا کرده است.
هزینه پنهان یک الگوی تکرارشونده
آنچه این سه تولید را در یک الگوی واحد قرار میدهد، نه شباهت در جزئیات اجرا، بلکه اشتراک در منطق تولید است: استفاده از نام یک رویداد جهانی پرمخاطب برای اهدافی که اساساً ربطی به ماهیت آن رویداد ندارد. این رویکرد، هرچند در کوتاهمدت میتواند بازدید و وایرالشدن به همراه بیاورد، دو هزینه ساختاری بر دوش پلتفرمها و صنعت نمایش خانگی میگذارد: نخست، فرصتسوزی در برابر مخاطبی که در فصل جام جهانی واقعاً تشنه تحلیل، آمار و روایت فوتبالی اصیل است؛ و دوم، فرسایش تدریجی اعتماد مخاطب نسبت به برندهایی که نام یک رویداد بزرگ را وعده میدهند، اما محصولی کاملاً متفاوت با آن تحویل میدهند.
هرچند شاید شروع این شکل ساخت برنامه برای مسابقات ورزشی از زمان ویژهبرنامههای تلویزیون برای شهرآوردهای تهران باشد جایی که مساویهای ممتد جذابیت را از بازی گرفته بود و کارشناسهای فوتبال در برنامه بخش دربی جای خود را به بازیگران استقلالی و پرسپولیسی دادند.
منبع: فارس




