خشکناب؛ جایی که شهریار هنوز در کوچه‌های کودکی‌اش قدم می‌زند

خشکناب؛ جایی که شهریار هنوز در کوچه‌های کودکی‌اش قدم می‌زند

تبریز- روایت یک سفر رسانه‌ای از تبریز تا خانه پدری شهریار؛ جایی که خاطرات یک کودک آذربایجانی سال‌ها بعد به «حیدربابایه سلام» تبدیل شد.

دریافت 26 MB

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها: تبریز را به مقصد بستان‌آباد ترک می‌کنیم؛ مقصد این بار نه یک نشست خبری است، نه یک پروژه عمرانی و نه مراسمی رسمی؛ قرار است به جایی برویم که بخشی از کودکی یکی از ماندگارترین شاعران معاصر ایران در آن گذشته است؛ روستای خشکناب، زادگاه خانوادگی شهریار و خانه‌ای که قرار است به موزه فرهنگ و ادب تبدیل شود.

جمعی از خبرنگاران و عکاسان تبریزی راهی خشکناب شده‌اند. مسیر که پیش می‌رود، آرام‌آرام هیاهوی شهر عقب می‌ماند و جای خود را به دشت، کوه و روستا می‌دهد؛ همان عناصری که وقتی سال‌ها بعد شهریار قلم به دست گرفت، دیگر برایش صرفاً طبیعت نبودند، بلکه بخشی از حافظه و هویت او شده بودند.

هرچه به خشکناب نزدیک‌تر می‌شویم، نام شهریار بیشتر با جغرافیای منطقه گره می‌خورد؛ اینجا روستایی در دهستان عباس شرقی بخش تیکمه‌داش شهرستان بستان‌آباد است که به واسطه پیوندش با خانواده شهریار و دوران کودکی شاعر، جایگاهی ویژه در حافظه فرهنگی آذربایجان پیدا کرده است.

اما برای فهم شهریار، شاید بهتر باشد از همین‌جا یک نکته را روشن کنیم؛ شهریار در تبریز متولد شد، اما بخشی از سال‌های کودکی و شکل‌گیری جهان ذهنی‌اش را در روستاهای منطقه، از جمله خشکناب و قیش‌قورشاق گذراند. همین خاطرات روستایی بعدها به یکی از مهم‌ترین سرچشمه‌های شعر ترکی او تبدیل شد.

جاده‌ای که به کودکی شهریار می‌رسد

خشکناب امروز روستایی آرام و کم‌جمعیت است؛ اما سکوت آن، سکوت یک روستای معمولی نیست.

اینجا وقتی به دامنه کوه و چشم‌انداز اطراف نگاه می‌کنی، ناخواسته دنبال تصویرهایی می‌گردی که شهریار دهه‌ها پیش در ذهن خود ثبت کرده و بعدها به شعر سپرده است.

در «حیدربابایه سلام»، شهریار به کوه حیدربابا سلام می‌کند و طبیعت، آدم‌ها، آیین‌ها و خاطرات کودکی را به هم پیوند می‌زند. این منظومه که از مهم‌ترین آثار شهریار و یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار شعر ترکی آذربایجانی است، بازتاب مستقیم خاطرات کودکی شاعر در جغرافیای خشکناب و حیدرباباست.

اینجا می‌توان فهمید چرا شهریار بعدها وقتی از گذشته سخن می‌گوید، طبیعت را به یک شخصیت تبدیل می‌کند.

او فقط از کوه نمی‌گوید؛ با کوه حرف می‌زند.

و شاید این همان چیزی است که امروز، هنگام ورود به خشکناب، بیش از هر چیز دیگری ذهن را درگیر می‌کند.

خشکناب؛ جایی که شهریار هنوز در کوچه‌های کودکی‌اش قدم می‌زند

خانه‌ای که قرار است حافظه شهریار را نگه دارد

در میان بافت روستا، به خانه‌ای می‌رسیم که مقصد اصلی این سفر است؛ خانه پدری شهریار.

خانه هنوز حال‌وهوای یک بنای قدیمی روستایی را دارد. دیوارها، فرم معماری و فضای کلی بنا، تصویری از سبک زندگی گذشته را پیش چشم می‌گذارد؛ فضایی که قرار نیست صرفاً با تابلو و ویترین روایت شود، بلکه خود بنا بخشی از روایت است.

اینجا شاید بیش از هر موزه دیگری، معماری خودِ خانه سند است.

سندی از یک دوره، یک خانواده، یک روستا و کودکی شاعری که بعدها نامش با شعر فارسی و ترکی آذربایجانی در سراسر ایران گره خورد.

در میان بازدید خبرنگاران و عکاسان، هر گوشه بنا تبدیل به سوژه‌ای برای دوربین می‌شود؛ پنجره‌ها، دیوارها، فضای داخلی، حیاط و حتی چشم‌اندازی که از خانه به بیرون دیده می‌شود.

اما برای خبرنگار، سؤال اصلی همچنان پابرجاست: محمدحسینِ کودک در این خانه چه دیده بود که سال‌ها بعد، شهریارِ شاعر توانست آن را چنین زنده و ماندگار روایت کند؟

شاید پاسخ را باید در خود زندگی جست‌وجو کرد.

خشکناب؛ جایی که شهریار هنوز در کوچه‌های کودکی‌اش قدم می‌زند

خانه‌ای ۱۲۳۴ متری در انتظار تبدیل شدن به موزه

احمد حمزه‌زاده، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی آذربایجان‌شرقی، هنگام تشریح وضعیت این بنا می‌گوید خانه پدری استاد شهریار توسط اداره‌کل میراث فرهنگی استان تملک و مرمت شده و اکنون در آستانه بهره‌برداری قرار دارد.

او درباره ابعاد و هزینه‌های این پروژه توضیح می‌دهد: «این خانه ۱۲۳۴ متر مربع عرصه و ۳۵۰ متر مربع اعیانی دارد و برای مجموع تملک، احیا و بهره‌برداری آن، تقریباً ۳۰ میلیارد تومان توسط اداره‌کل هزینه شده است.»

عددها وقتی روی کاغذ نوشته می‌شوند، فقط عدد هستند؛ اما وقتی در حیاط و فضای این خانه قدیمی قدم می‌زنیم، معنای «احیا» بیشتر خودش را نشان می‌دهد.

مرمت چنین خانه‌ای فقط بازسازی دیوار و سقف نیست؛ تلاش برای بازگرداندن یک تکه از حافظه فرهنگی منطقه است.

حمزه‌زاده همچنین از افتتاح این خانه در آستانه روز ملی شعر و ادب فارسی خبر می‌دهد؛ مراسمی که قرار است با حضور مردم استان، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی و استاندار آذربایجان‌شرقی برگزار شود.

این خانه قرار نیست بعد از افتتاح، فقط یک ساختمان تاریخی باقی بماند.

قرار است موزه فرهنگ و ادب باشد؛ مکانی که زندگی و خاطرات شهریار را در بستر واقعی آن روایت کند.

خشکناب؛ جایی که شهریار هنوز در کوچه‌های کودکی‌اش قدم می‌زند

شهریار از میان همین دیوارها به شعر رسید

شهریار در سال‌های کودکی، همراه خانواده و در پیوند با روستاهای منطقه، با فرهنگ، زبان، آداب و زندگی روستایی آذربایجان آشنا شد؛ تجربه‌ای که بعدها در شعرهای ترکی او به‌وضوح بازتاب یافت.

شاید به همین دلیل است که وقتی در خشکناب قدم می‌زنیم، شعر شهریار مدام در ذهن مرور می‌شود.

او در «حیدربابایه سلام» از رعد و باران و سیلاب می‌گوید؛ از دخترانی که به تماشا می‌ایستند؛ از روستا و مردمش و از روزهایی که دیگر بازنمی‌گردند.

در آغاز منظومه می‌خوانیم:

«حیدربابا، ایلدیریملار شاخاندا

سئللر، سولار، شاققیلدییوب آخاندا»

این چند واژه، وقتی در خود خشکناب خوانده می‌شود، دیگر صرفاً شعر نیست؛ تبدیل به تصویر می‌شود.

کوه در برابر چشم است، مسیرهای روستا زیر پا و خانه‌هایی که هنوز بخشی از بافت قدیمی را حفظ کرده‌اند، در اطراف دیده می‌شوند.

انگار شهریار سال‌ها پیش دوربین خود را به دست گرفته و از همین جغرافیا تصویربرداری کرده است؛ با این تفاوت که دوربین او، کلمات بوده‌اند.

خشکناب؛ جایی که شهریار هنوز در کوچه‌های کودکی‌اش قدم می‌زند

از «خانه» تا «حیدربابا»

در این سفر، فاصله میان خانه و شعر بسیار کوتاه است.

از یک سو خانه‌ای را می‌بینیم که شهریار کودکی‌اش را در جغرافیای آن گذراند و از سوی دیگر، کوه و طبیعتی که در منظومه او به خاطره تبدیل شده است.

«حیدربابایه سلام» در واقع نوعی بازگشت به گذشته است؛ بازگشتی که شهریار در دوران میانسالی انجام داد و خاطرات سال‌های کودکی را دوباره زنده کرد. این منظومه نه تنها طبیعت، بلکه زندگی اجتماعی روستایی، آیین‌ها، بازی‌ها و آدم‌های آن روزگار را نیز ثبت کرده است.

به همین دلیل، خانه پدری شهریار را نمی‌توان جدا از روستا دید.

خانه یک نقطه است؛ خشکناب، متن کامل خاطره است.

«کاش یک بار دیگر کودک می‌شدم»

در یکی از تصاویر ماندگار «حیدربابایه سلام»، شهریار آرزوی بازگشت به کودکی را بیان می‌کند؛ حسرتی که شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری در فضای خشکناب قابل لمس باشد.

او در جایی از منظومه با حسرت می‌گوید:

«من قاییدیب بیر ده اوشاق اولایدیم»

کاش می‌توانستم بازگردم و دوباره کودک شوم.

شاید راز ماندگاری «حیدربابا» نیز همین باشد؛ شهریار فقط خاطرات خود را روایت نکرده است، بلکه حسرت بازگشت انسان به روزهای ساده کودکی را روایت کرده است؛ روزهایی که بعدها در ذهن آدم بزرگ، ارزششان چند برابر می‌شود.

امروز در خانه پدری او، این حسرت شکل عینی پیدا کرده است.

خانه هنوز پابرجاست.

روستا هنوز هست.

کوه حیدربابا هنوز در افق دیده می‌شود.

اما آن کودک دیگر نیست.

فقط شعر او مانده است.

خشکناب؛ جایی که شهریار هنوز در کوچه‌های کودکی‌اش قدم می‌زند

چهار روز برای شهریار و شعر ایران

در کنار پروژه مرمت و احیای خانه پدری شهریار، برنامه‌های متعددی نیز برای روز ملی شعر و ادب فارسی در آذربایجان‌شرقی تدارک دیده شده است.

مرتضی محمدزاده، معاون سیاسی و اجتماعی استانداری آذربایجان‌شرقی، در توضیح این برنامه‌ها می‌گوید مناسبت روز ملی شعر و ادب فارسی که با سالروز وفات استاد شهریار پیوند خورده، فرصتی برای پاسداشت شعر و ادب فارسی و گرامیداشت نام شهریار است.

به گفته او، در مجموع ۱۹ برنامه در چهار روز و در ۱۲ شهرستان پیش‌بینی شده است؛ برنامه‌هایی که قرار است هم وجه ملی شعر و ادب فارسی و هم جایگاه شعر و ادب آذربایجان را مورد توجه قرار دهند.

محمدزاده درباره مهم‌ترین برنامه در خشکناب نیز می‌گوید:

«روز پنج‌شنبه ۲۶ شهریورماه ان‌شاءالله در این مکان که خانه پدری استاد هست و این خانه تملک و مرمت شده، یک برنامه باشکوه با حضور مردم عزیز، مردم منطقه و با حضور مقامات کشوری و وزرای دولت برگزار خواهد شد.»

او هدف از برگزاری این برنامه را فراتر از یک مراسم مناسبتی می‌داند و تأکید می‌کند که قرار است از این مکان از این پس به عنوان موزه فرهنگ و ادب استفاده شود.

این تعبیر، وقتی در داخل خانه ایستاده‌ایم، معنای خاصی پیدا می‌کند.

موزه‌ای که قرار است از شهریار سخن بگوید، اگر فقط به چند عکس و سند محدود شود، بخش بزرگی از ظرفیت خود را از دست خواهد داد.

آنچه این خانه را متمایز می‌کند، پیوند هم‌زمان خانه، روستا، کوه، زبان، خاطره و شعر است.

از خشکناب تا مقبرةالشعرا

برنامه‌های روز ملی شعر و ادب فارسی فقط به خشکناب محدود نمی‌شود.

محمدزاده از برگزاری برنامه اصلی دیگری در روز جمعه ۲۷ شهریورماه در تالار پتروشیمی تبریز خبر می‌دهد؛ برنامه‌ای با حضور میهمانان ملی، استانی و محلی که قرار است علاقه‌مندان شعر و ادب فارسی، شعر و ادب آذربایجان و شهریار را گرد هم آورد.

اما پیش از آن، قرار است در تبریز، آیینی دیگر برگزار شود؛ گل‌آرایی و گلباران مدفن حدود ۴۰۰ شاعر، ادیب و عارف نامدار مدفون در مقبرةالشعرای تبریز.

اینجا یک پیوند نمادین شکل می‌گیرد: از خانه کودکی شهریار در خشکناب تا مقبرةالشعرای تبریز؛ از جایی که خاطرات شاعر شکل گرفت تا جایی که نام او در کنار بزرگان شعر و ادب ایران قرار گرفته است.

خشکناب؛ جایی که شهریار هنوز در کوچه‌های کودکی‌اش قدم می‌زند

خانه‌ای که نباید فقط یک ساختمان بماند

وقتی دوباره به خانه نگاه می‌کنیم، اهمیت آن بیشتر آشکار می‌شود.

خانه‌های قدیمی اگر تنها مرمت شوند، ممکن است چند سال بعد دوباره در معرض فراموشی قرار گیرند؛ اما اگر به یک روایت فرهنگی متصل شوند، می‌توانند زنده بمانند.

خانه پدری شهریار نیز چنین ظرفیتی دارد.

اینجا می‌توان داستان کودکی شهریار را روایت کرد؛ می‌توان درباره فرهنگ روستایی منطقه سخن گفت؛ می‌توان نسبت میان زبان ترکی و شعر فارسی شهریار را نشان داد؛ می‌توان «حیدربابایه سلام» را نه فقط به عنوان یک کتاب، بلکه به عنوان تصویری از یک جامعه و یک دوره تاریخی معرفی کرد.

و مهم‌تر از همه، می‌توان به بازدیدکننده نشان داد که یک شاعر بزرگ، پیش از آنکه شاعر باشد، کودکی داشته است؛ کودکی با بازی، ترس، شادی، خانواده، طبیعت، کوه، روستا و خاطره.

همین‌ها بعدها مصالح شعر او شدند.

خشکناب؛ جایی که شهریار هنوز در کوچه‌های کودکی‌اش قدم می‌زند

خشکناب؛ موزه‌ای به وسعت یک روستا

در پایان بازدید، وقتی از خانه بیرون می‌آییم، روستا دوباره مقابل چشم قرار می‌گیرد.

دوربین‌ها همچنان مشغول ثبت تصاویرند.

هر عکاس گوشه‌ای را انتخاب کرده است؛ دیواری قدیمی، پنجره‌ای رو به طبیعت، حیاط خانه یا منظره کوه.

اما شاید مهم‌ترین تصویر، خارج از قاب دوربین باشد؛ تصویری که از ترکیب همه این عناصر شکل می‌گیرد.

خانه، روستا و حیدربابا؛ سه ضلع یک مثلث که بخش مهمی از جهان شاعرانه شهریار را ساخته‌اند.

خشکناب شاید امروز روستایی کم‌جمعیت باشد، اما به واسطه شهریار صاحب سرمایه‌ای شده که بسیاری از مناطق برای به دست آوردنش سال‌ها تلاش می‌کنند: یک روایت فرهنگی ماندگار.

حالا خانه پدری شهریار پس از تملک و مرمت، در آستانه افتتاح است؛ خانه‌ای با ۱۲۳۴ مترمربع عرصه و ۳۵۰ مترمربع اعیانی که به گفته مدیرکل میراث فرهنگی استان، برای تملک، احیا و بهره‌برداری آن حدود ۳۰ میلیارد تومان هزینه شده است.

اما ارزش این خانه را نمی‌توان فقط با مترمربع و میلیارد تومان سنجید.

ارزش واقعی آن در خاطراتی است که در خود نگه داشته است.

وقتی از خشکناب برمی‌گردیم راه بازگشت آغاز می‌شود و روستا کم‌کم پشت سرمان قرار می‌گیرد اما تصویر خانه و کوه همچنان در ذهن باقی مانده است.

در طول مسیر، دوباره به شعر شهریار فکر می‌کنیم؛ شاعری که سال‌ها از اینجا دور شد، اما هیچ‌گاه نتوانست کودکی خود را پشت سر بگذارد.

او خشکناب را ترک کرد، اما خشکناب از شعر او بیرون نرفت.

کوه حیدربابا را پشت سر گذاشت، اما حیدربابا در شعرش ماند.

از روستا فاصله گرفت، اما صدای آدم‌های روستا را با خود برد.

و شاید امروز که خانه پدری او قرار است به موزه تبدیل شود، در حقیقت چیزی بیشتر از یک ساختمان مرمت شده در حال افتتاح است؛ بخشی از حافظه جمعی آذربایجان در حال بازگشت به جای اصلی خود است.

اینجا، در خشکناب، هنوز می‌توان فهمید چرا شهریار سال‌ها بعد از کودکی‌اش دوباره به گذشته سلام کرد.

او در «حیدربابایه سلام» به کوه سلام کرد، به مردم سلام کرد، به خاطرات سلام کرد و به کودکی خودش سلام کرد.

امروز ما هم هنگام ترک روستا، انگار همان سلام را تکرار می‌کنیم؛

سلام بر خشکناب؛

سلام بر حیدربابا؛

و سلام بر خانه‌ای که قرار است از این پس، قصه کودکی شهریار را برای نسل‌های بعد روایت کند.

کد مطلب 6947226

  • ویژه‌ برنامه‌ «زن در آینه‌ی شعر شهریار» در تبریز برگزار می شود

  • «شهریار؛ شاعر مردم ایران»؛ اعلام برنامه‌های روز ملی شعر و ادب در تبریز

  • شهریار فراتر از یک شاعر؛ روایتی از هویت، خاطره و ریشه‌های ایرانی

  • تلگرام خبرگزاری زیر خبر
  • تلویزیون آن
  • پاییز در خانه نمایش مهرگان؛ از «مهردرام» و «مونومهر» تا کشف استعدادها

  • ردپای ماینرهای غیرمجاز در انشعاب‌های کشاورزی و صنعتی شیراز

  • دستگیری ۲ سارق خودرو در مازندران؛ یکی از متهمان ۵۰ سابقه کیفری دارد

  • تکذیب خبر قتل در هتل اسپیناس بلوار کشاورز

  • تئاتر پداگوژیک، به مثابه ابزاری برای شناخت و ارتباط

  • توزیع تجهیزات ورزشی به ارزش ۶۰۰ میلیارد ریال در مدارس خراسان رضوی

  • استفاده از تجهیزات ایرانی در تعمیرات اساسی پالایشگاه‌های پارس جنوبی

  • جهش ۷ همتی تقاضای حقیقی در بورس تهران

  • هدایت اعتبار به صنایع ارزآور؛ مسیر کاهش ریسک نکول و رشد تولید

  • تعیین‌تکلیف ۱۸ هکتار از اراضی پورقمی اورین پس از چهار دهه

  • سامانه بارشی جدید از روز پنجشنبه وارد کشور می‌شود؛ آغاز کاهش نسبی دما

  • هدف‌گذاری برای توسعه ۴۰۰ هکتاری گلخانه‌های مدرن در آذربایجان شرقی

  • بارش‌های پاییزی از هفته سوم مهر آغاز می‌شود

  • پیاتزا مربی کوچکی نیست؛ فدراسیون باید درباره آینده او تصمیم بگیرد

  • درخواست عربستان از انگلیس برای حمله به انصارالله یمن

  • مهاجرانی: افزایش قیمت بنزین به تعویق افتاد؛ تمرکز دولت بر مدیریت مصرف

  • تصمیم آمریکا برای مصادره ۶۱ میلیون دلار از درآمد فروش نفت ایران

  • تمجید رسانه آلبانی از آسانی؛ یاسر باز هم در آسیا درخشید

  • جو کنت: هیچ کس عربستان را از بحران یمن نجات نمی‌دهد

  • بازیکنان استقلال در پایان بازی با السد چه گفتند؟

  • روزنامه‌های اقتصادی سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های صبح سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های صبح سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های ورزشی سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های ورزشی دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵

  • دوربین مداربسته
  • مبلمان اداری
  • جراح بینی تهران
  • بلکا
  • جراح بینی در تهران
  • لوازم تحریر
  • خرید طلای آب شده
  • قیمت موکت
  • تور کربلا
  • استند تسلیت
  • مداحی اربعین
  • مرجع پاسخ معتبر پزشکان
  • فروش مواد شیمیایی
  • قیمت ایمپلنت
  • قطعات لباسشویی
  • آموزشگاه تیزهوشان
  • بلیط هواپیما
  • نمایندگی بوش در تهران
  • آموزشگاه زبان ملل
  • قیمت و خرید سمعک نامرئی
  • مهرینو
  • تهران تایمز
  • روزنامه آگاه