سینما برای شهید سیدمرتضی آوینی فقط قاب تصویر و ثبت یک واقعه نبود؛ او دوربین را به جایی برد که روایت جنگ، از دل زندگی رزمندگان و تجربه انسانی آنان شکل میگرفت. «روایت فتح» حاصل همین نگاه بود.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: «روز سینما» روزی برای یادآوری هنری که بیش از یک قرن است بخشی از حافظه تصویری ملتها را شکل میدهد و از قاب پرده سینما فراتر رفته است. سینما گاهی سرگرمی است، گاهی صنعت، گاهی زبان هنر و در برخی بزنگاههای تاریخی، به ابزاری برای ثبت و روایت واقعیت تبدیل میشود؛ همان جایی که تصویر دیگر صرفاً برای دیدهشدن نیست، بلکه قرار است چیزی را به خاطر بسپارد و چیزی را به نسل بعد منتقل کند.
در میان نامهایی که سینمای ایران را با مفهوم «روایت» گره زدهاند، نام سیدمرتضی آوینی جایگاه ویژهای دارد؛ فیلمسازی که بخش مهمی از زندگی حرفهای خود را صرف ثبت لحظههایی کرد که شاید اگر دوربین او و گروهش در میدان نبود، بسیاری از آنها تنها در خاطره شاهدان باقی میماندند.
آوینی را بسیاری با صدای گرم و آشنایش در مجموعه «روایت فتح» میشناسند؛ صدایی که سالها روی تصاویر رزمندگان ایرانی در جبهههای جنگ شنیده شد و به یکی از ماندگارترین صداهای مستند جنگ در ایران تبدیل شد. اما آوینی فقط صاحب یک صدای ماندگار یا سازنده یک مجموعه مستند نبود. او از جمله هنرمندانی بود که درباره ماهیت سینما، نسبت هنر با حقیقت و وظیفه فیلمساز در برابر واقعیت نیز اندیشید و نوشت.
روز سینما، بهانهای بود برای بازگشت به این پرسش که سینما چگونه میتواند از یک اثر هنری فراتر برود و به حافظه یک ملت تبدیل شود؛ پرسشی که زندگی و آثار آوینی را به یکی از نمونههای قابل تأمل آن تبدیل کرده است.
سینما در میانه یک «راه طیشده»
سیدمرتضی آوینی ۲۱ شهریور ۱۳۲۶ در شهر ری به دنیا آمد. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران گذراند و از همان کودکی با هنر انس داشت؛ شعر میسرود، داستان و مقاله مینوشت و نقاشی میکرد.
در سال ۱۳۴۴ بهعنوان دانشجوی معماری وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد. جوانی او با فضای هنری و روشنفکری آن دوره گره خورده بود. شعر و ادبیات، موسیقی، فلسفه و هنر بخشی از علایق او را تشکیل میداد و خودش بعدها با صراحت درباره آن سالها سخن گفت.
او در روایتش از گذشته، خود را انسانی میداند که سالهایی را در فضای روشنفکری گذرانده، در شبهای شعر و گالریهای نقاشی حاضر شده و به مباحث فلسفی علاقه داشته است؛ اما آنچه اهمیت بیشتری دارد، نه صرفاً این گذشته، بلکه تغییری است که بعدها در نگاه و مسیر زندگی او اتفاق افتاد.
آوینی از این دوران با تعبیر «راه طیشده» یاد میکند؛ مسیری که در نهایت او را به جستوجوی حقیقت رساند. خودش بعدها تأکید کرد که تظاهر به دانایی نمیتواند جای دانایی را بگیرد و انسان برای رسیدن به حقیقت، تنها با انباشتن اطلاعات و خواندن فلسفه به مقصد نمیرسد.
این تغییر فکری، نقطهای مهم در زندگی آوینی بود. او پس از آشنایی با اندیشههای انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره)، مسیر زندگی خود را تغییر داد و آنچه از نوشتههای پیشین خود داشت، کنار گذاشت. همین دگرگونی است که فهم شخصیت آوینی را پیچیدهتر از تصویری میکند که گاهی تنها با عنوان «مستندساز جنگ» از او ارائه میشود.
آوینی پیش از آنکه مستندساز جبهه باشد، تجربه زیستهای از هنر و ادبیات و معماری داشت و همین پیشینه بعدها در نگاه او به سینما اثر گذاشت. سینما برای او تنها یک تکنیک نبود؛ مسئله اصلی، نسبتی بود که دوربین با حقیقت برقرار میکرد.

وقتی دوربین از سالن سینما راهی جبهه شد
فیلمسازی آوینی پس از انقلاب اسلامی و در پاسخ به ضرورتهای آن دوران آغاز شد. نخستین تجربههای او به موضوعاتی چون غائله گنبد، سیل خوزستان و خوانین قشقایی فارس اختصاص داشت. آثاری همچون «شش روز در ترکمنصحرا»، «سیل خوزستان» و «خانگزیدهها» حاصل همین دوره بودند.
او و گروهش در ابتدا با جهاد سازندگی برای فعالیتهای عمرانی به روستاهای محروم میرفتند، اما بهتدریج مسیرشان به سمت فیلمسازی تغییر کرد. دوربین آنها این بار به جای آنکه صرفاً ناظر باشد، وارد میدان شد تا بخشی از واقعیت جامعه را ثبت کند.
با آغاز جنگ تحمیلی در سال ۱۳۵۹، گروه فیلمسازی جهاد از نخستین گروههایی بود که برای ثبت وقایع جنگ راهی جبهه شد. در همان روزهای نخست، اعضای گروه با خطرهای جدی روبهرو شدند؛ دو نفر از آنها در قصرشیرین اسیر شدند و یک نفر دیگر نیز مجروح شد. با این حال گروه دوباره شکل گرفت و فعالیتش را ادامه داد.
در روزهای محاصره خرمشهر نیز گروه برای ضبط تصاویر وارد شهر شد. تجربهای که بعدها به تولید آثاری درباره جنگ و شکلگیری یکی از مهمترین جریانهای مستندسازی جنگ در ایران انجامید.
از همینجا بود که سینما برای آوینی معنایی متفاوت پیدا کرد؛ دوربین دیگر در فاصله امنی از میدان نمیایستاد. فیلمساز باید به متن واقعه نزدیک میشد، زندگی آدمهای حاضر در میدان را میدید و تلاش میکرد تصویری از واقعیت ارائه دهد که صرفاً گزارشی از اتفاقات نباشد.
«روایت فتح» جایی که تصویر، خاطره شد
اگر قرار باشد از میان آثار شهید آوینی تنها یک عنوان را به یاد آوریم، احتمالاً «روایت فتح» نخستین نامی است که به ذهن میرسد. ساخت این مجموعه از بهمن ۱۳۶۴ و با نخستین قسمت درباره عملیات والفجر ۸ آغاز شد و تا سال ۱۳۶۶ ادامه پیدا کرد. این مجموعه در چند فصل، وقایع و عملیاتهای جنگ ایران و عراق و زندگی و تجربه رزمندگان ایرانی را روایت میکرد.
آنچه «روایت فتح» را از یک گزارش تصویری معمولی متمایز میکرد، تنها تصاویر میدان جنگ نبود. صدای راوی، نحوه انتخاب تصاویر، نوع مواجهه با رزمندگان و نگاه انسانی به آدمهایی که در قاب قرار میگرفتند، همه در شکلگیری هویت این مجموعه نقش داشتند.
آوینی به جای آنکه جنگ را تنها در قالب نقشه عملیات، تعداد نیروها یا تجهیزات نظامی روایت کند، سراغ انسانهایی رفت که در متن جنگ زندگی میکردند. برای همین است که بخشهایی از «روایت فتح» حتی سالها پس از پایان جنگ همچنان برای مخاطب قابل بازگشت است؛ چراکه آنچه ثبت شده، تنها یک واقعه نظامی نیست، بلکه بخشی از تجربه انسانی یک نسل است.
در این نگاه، دوربین فقط ثبتکننده «آنچه اتفاق افتاد» نیست؛ بلکه باید به «چگونگی زیستن انسانها در دل اتفاق» نیز توجه کند.

سینمای آوینی از پشت دوربین شروع نمیشد
شهید آوینی تنها فیلمساز نبود؛ او درباره سینما مینوشت و سخن میگفت. بخشی از آثار مکتوب او به فرهنگ و هنر، بهویژه سینما، اختصاص دارد و مقالات سینمایی او را میتوان در دو حوزه کلی ماهیت سینما و تجربه فیلمسازی مستند دنبال کرد.
تجربه عملی او در ساخت مستند، بهویژه «روایت فتح»، در کنار مطالعات و تأملات نظریاش قرار گرفت و باعث شد نگاه او به سینما صرفاً محصول حضور در میدان تولید نباشد.
آوینی حتی سابقه تدریس یک ترم در دانشکده سینمایی را داشت، اما به دلیل اختلاف میان مباحثی که برای تدریس در نظر گرفته بود و طرح درس دانشگاه، ادامه تدریس را متوقف کرد. مجموعه مباحثی که برای این دوره فراهم کرده بود، بعدها با بسط و شرح بیشتر در کتاب «آینه جادو» منتشر شد.
مقاله «تأملاتی در ماهیت سینما» نیز نخستین بار در فصلنامه سینمایی فارابی در بهار ۱۳۶۸ منتشر شد؛ متنی که نشان میدهد دغدغه او نسبت به سینما تنها به ساخت فیلم محدود نمیشد و به ماهیت این هنر و نسبت آن با انسان و حقیقت نیز فکر میکرد.
از این منظر، آوینی را نمیتوان تنها با عنوان «مستندساز دفاع مقدس» خلاصه کرد. او هنرمندی بود که تجربه عملی و تفکر نظری را در کنار یکدیگر قرار داد و تلاش کرد از دل تجربه انقلاب و جنگ، زبان خاصی برای روایت پیدا کند.
جنگ تمام شد؛ اما روایت تمام نشد
جنگ که تمام شد، مسئله آوینی همچنان روایت بود. تجربه سالهای حضور در جبهه و ساخت مستندهای جنگ، برای او صرفاً خاطره یک دوره کاری نبود؛ بلکه به بخشی از نگاهش به هنر تبدیل شده بود.
«روایت فتح» در سالهای جنگ، تصویری از آدمهایی را ثبت کرده بود که بخش مهمی از زندگی خود را در شرایطی متفاوت از زندگی روزمره سپری میکردند. اما مسئله بعد از جنگ این بود که چگونه میتوان این تجربه را برای نسلهایی که جنگ را ندیدهاند، قابل فهم و لمس کرد.
همین مسئله، اهمیت بازخوانی آثار و خاطرات مرتبط با آوینی را دوچندان میکند. نسل امروز اگر بخواهد آوینی را تنها از طریق چند تصویر شناختهشده یا صدای راوی «روایت فتح» بشناسد، بخش مهمی از این شخصیت را از دست خواهد داد.
آوینی پیش از دوربین، یک انسان بود؛ انسانی با یک گذشته متفاوت، با تجربهای از فضای روشنفکری و هنر، و سپس با مسیری که او را به انقلاب، جبهه و روایت دفاع مقدس رساند. فهم این مسیر، برای فهم نگاه او به سینما ضروری است.

کتابی برای برگشتن به پشت صحنه «روایت فتح»
در میان آثاری که تلاش کردهاند بخشی از این مسیر را برای مخاطب امروز روایت کنند، کتاب «روایت آخر» نوشته مرتضی شعبانی قرار میگیرد؛ اثری که به تاریخ شفاهی دفاع مقدس و تجربه مستندسازان جنگ نزدیک میشود و در بخشی مهم، به بازگشت فعالیتهای «روایت فتح» و شرایط این بازگشت میپردازد.
«روایت آخر» صرفاً مجموعهای از اطلاعات تاریخی درباره جنگ نیست. کتاب تلاش میکند از خلال خاطرات و روایتهای دستاول، تصویری ملموستر از آدمهایی ارائه کند که در متن حوادث حضور داشتند. از همین منظر، برای مخاطبی که آوینی را بیشتر از قاب تلویزیون و صدای «روایت فتح» میشناسد، میتواند دریچهای برای نزدیکشدن به پشت صحنه این روایت تصویری باشد.
این اثر در کنار روایتهایی از دفاع مقدس، به زندگی شهید سیدمرتضی آوینی و شهادت او نیز میپردازد؛ مستندسازی که نامش با ثبت تصویری جنگ گره خورده است.
یکی از ویژگیهای «روایت آخر»، شیوه روایت آن است؛ ترکیبی از مستندنگاری و داستانسرایی که تلاش میکند خواننده را از فاصلهای صرفاً تاریخی دور کند و او را به فضای آدمها و اتفاقات نزدیکتر کند.
در این کتاب، خاطرات جنگ و روایتهای مستند در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و روابط میان رزمندگان، تأثیر جنگ بر زندگی افراد و بخشی از حماسههایی که کمتر دیده یا ثبت شدهاند، بازخوانی میشوند. شاید مهمترین نسبت میان شهید آوینی و کتاب «روایت آخر» را بتوان در خود مفهوم «روایت» پیدا کرد.
آوینی سالها پیش دوربین را به جبهه برد تا جنگ را از زاویهای انسانی ثبت کند. او تلاش کرد در میان صدای انفجار و گزارش عملیات، انسان را ببیند؛ رزمندهای که میجنگد، زندگی میکند، دلتنگ میشود و در لحظههای سخت تصمیم میگیرد.
سالها بعد، کتابهایی مانند «روایت آخر» تلاش میکنند بخشی از همان تجربه را با ابزار کلمه دوباره به مخاطب منتقل کنند. اگر آوینی با تصویر و صدا روایت میکرد، اینجا خاطره و روایت شفاهی به متن تبدیل میشود.
در هر دو، یک مسئله اساسی وجود دارد: چگونه میتوان چیزی را که اتفاق افتاده، به نسلی منتقل کرد که آن را ندیده است؟
پاسخ، شاید در خود سینما و ادبیات نهفته باشد؛ در توانایی هنر برای تبدیل یک واقعه تاریخی به تجربهای قابل لمس. سینما میتواند تصویری را برای همیشه در حافظه ثبت کند و کتاب میتواند پشت همان تصویر را آشکار کند؛ آدمها، خاطرات، تردیدها، رفاقتها و جزئیاتی که همیشه در قاب دوربین دیده نمیشوند.
روز سینما و یاد کسی که «روایت» را جدی گرفت
روز سینما فقط فرصتی برای یادکردن از فیلمها و فیلمسازان نیست؛ میتواند زمانی برای بازاندیشی درباره نقش سینما در حفظ حافظه فرهنگی جامعه نیز باشد.
شهید سیدمرتضی آوینی یکی از نمونههای روشن این نگاه است؛ کسی که مسیر زندگیاش از معماری و هنر و فضای روشنفکری به انقلاب و جبهه و مستندسازی رسید و در نهایت، سینما را به عنوان ابزاری برای روایت تجربهای تاریخی به کار گرفت.
او نشان داد که دوربین میتواند به میدان برود، اما صرف حضور دوربین در میدان کافی نیست. آنچه یک تصویر را ماندگار میکند، نوع نگاه فیلمساز به انسان و واقعه است.
«روایت فتح» از همین منظر، فقط یک مجموعه مستند درباره جنگ نیست؛ بخشی از حافظه تصویری دفاع مقدس است. صدای آوینی روی تصاویر رزمندگان، برای بسیاری از ایرانیان تبدیل به صدای بخشی از تاریخ معاصر شده است.
کد مطلب 6945444
زهرا اسكندری
-
«پاسیاد پسر خاک» کدام چهره رهبر شهید انقلاب را نشان میدهد؟
-
رویای ۳۳ساعتهای که در مرصاد دفن شد/ فروپاشی آخرین قمار نظامی مجاهدین
-
نقشه ترور امام خمینی(ره) چگونه لو رفت؟
-
چگونه ابوترابی نقشه بعثیها برای قتلعام اسرا را ناکام گذاشت؟
-
چرا شهید بروجردی اسلحه را بر زمین گذاشت تا کردستان را نجات دهد؟
-
مرحله دوم پویش ملی «بازیران» به صورت حضوری و میدانی آغاز شد
-
ترخیص بیش از ۴۴ هزار تن کالای اساسی در بندر شهید رجایی
-
وزیر بهداشت: خیرین موتور محرک توسعه سلامت کشور هستند
-
کاظمی: مشارکت بانوان و نوجوانان زمینهساز توسعه اجتماعی است
-
فقط ۱۱ درصد اعتبارات حوزه فرهنگی شورای شهر همدان محقق شده است
-
۱۵۳ انشعاب غیرمجاز آب شرب در مهرستان شناسایی شد
-
رونمایی از مستند «عباس»؛ روایتی از زندگی فرزند شهید محمد سهرابی
-
تقلیل مسائل زنان ایرانی به موضوع حجاب، نادیده گرفتن دستاوردها است
-
ابریشم گیلان زیر سایه خام فروشی؛ زنجیرهای که باید در استان تکمیل شود
-
بخشش محکوم به قصاص پس از ۵ سال در بندرعباس
-
وقوع ۸ حادثه در اصفهان طی ۲۴ ساعت گذشته؛ ۱۵ مصدوم امدادرسانی شدند
-
برادر معاون استاندار آذربایجان غربی ترور شد
-
نوری: کسی از من باج نخواست؛ با رفتن مشکلی ندارم
-
نبرد برای تاج آسیا و بلیت المپیک؛ والیبال ایران به دنبال تاریخسازی
-
صعود تیم ملی بسکتبال به مرحله یک چهارم نهایی با غلبه بر اردن
-
تشرف بیش از ۹۰ زائر اولی مازندرانی به حرم مطهر امام رضا(ع)
-
عراق: از نشست عمان درباره تنگه هرمز حمایت و در آن شرکت می کنیم
-
الزیدی: اجازه نمیدهیم عراق مبدأ حمله به همسایگان باشد
-
نسخه مجلس برای حمایت از معیشت مردم؛ از افزایش کالابرگ تا مهار تورم
-
وقوع یک حادثه دریایی دیگر در تنگه هرمز
-
انتقال هوایی کودک ۴ ساله مصدوم از عجبشیر به تبریز
-
روزنامههای ورزشی یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
-
روزنامههای اقتصادی یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
-
روزنامههای صبح یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
-
روزنامههای ورزشی شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵
-
روزنامههای اقتصادی شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵
- جراح بینی تهران
- بلکا
- جراح بینی در تهران
- لوازم تحریر
- خرید طلای آب شده
- قیمت موکت
- تور کربلا
- استند تسلیت
- مداحی اربعین
- مرجع پاسخ معتبر پزشکان
- فروش مواد شیمیایی
- قیمت ایمپلنت
- قطعات لباسشویی
- آموزشگاه تیزهوشان
- بلیط هواپیما
- نمایندگی بوش در تهران
- آموزشگاه زبان ملل
- قیمت و خرید سمعک نامرئی
- مهرینو
- تهران تایمز
- روزنامه آگاه

