فردیس _ ۲۴ ساعت شیفت، شببیداری و حضور در دل حادثه، تنها بخشی از زندگی آتشنشانهاست؛ پشت این لباس عملیاتی، خانوادههایی ایستادهاند که منتظر هستند.
خبرگزاری مهر، گروه استانها، حمیدرضا عبدالمنافی: آتشنشانی فقط شغلی در میان شعلهها، دود و آژیر خودروهای امدادی نیست؛ پشت هر لباس عملیاتی، خانوادهای ایستاده که بخشی از زندگی خود را با انتظار، دلشوره و افتخار میگذراند. آتشنشان وقتی برای یک مأموریت از ایستگاه خارج میشود، تنها خودش راهی حادثه نیست؛ همسر و فرزندش نیز تا لحظه بازگشت، بخشی از این مأموریت را با چشمانتظاری تجربه میکنند.
در روز آتشنشانی و ایمنی، روایت آتشنشانهای فردیس، بیشتر از آنکه درباره تجهیزات و خودروهای امدادی باشد، درباره آدمهایی است که میان خطر و زندگی روزمره، میان آتش و خانه، میان نجات دیگران و نگرانی خانوادههای خود ایستادهاند؛ از آتشنشان باسابقهای که پس از ۲۳ سال خدمت از نجات جان مردم میگوید تا نیروی جوانی که تنها چند ماه است این لباس را پوشیده و «عشق به نجات هموطن» را دلیل انتخابش میداند؛ از همسرانی که به شغل پرخطر همسرشان افتخار میکنند تا فرزندی که ساده و صمیمی به پدر آتشنشانش میگوید: «مرسی بابت این همه زحمت.»
آتشنشانی؛ شغلی که همسر انتخابش کرده
برای بعضیها، آتشنشانی فقط انتخاب یک شغل نیست؛ بخشی از تصویری است که از یک زندگی مشترک در ذهن داشتهاند.
یکی از همسران آتشنشانان فردیس که ۹ سال است زندگی مشترکش را با یک آتشنشان ادامه داده، میگوید روزی که خواستگارش آمد، میدانست شغلی که همسر آیندهاش انتخاب کرده، شغلی پرخطر اما پرافتخار است.

او میگوید فداکاری، خانوادهدوستی و مهربانی آتشنشانها برایش قابل احترام بوده و همین ویژگیها باعث شده با شغل همسرش ارتباط برقرار کند.
حالا بعد از ۹ سال زندگی مشترک، وقتی قرار است در یک جمله خطاب به همسر آتشنشانش صحبت کند، حرفش کوتاه است، اما پشت آن سالها انتظار و نگرانی قرار دارد: «واقعاً بهت افتخار میکنم. اینکه میدونم جون خیلیها رو نجات میدی، خیلی واسم ارزشمنده. تنت سلامت.»
پشت همین جمله کوتاه، بخش کمتر دیدهشده شغل آتشنشانی قرار دارد؛ ساعاتی که همسر در خانه نیست، تلفنی که ممکن است هر لحظه زنگ بخورد و خبری از یک مأموریت تازه بیاورد و نگرانیای که با هر حادثه، دوباره به خانه برمیگردد.
۲۳ سال میان آتش و نجات
مهدی نوبختی، فرمانده ایستگاه ۲۶ فردیس، ۲۳ سال از عمر خود را در آتشنشانی گذرانده است؛ سالهایی که به گفته خودش شببیداری، کار یدی، فشار روانی و استرس مأموریتها بخشی از زندگی روزمره یک آتشنشان بوده است.
او از سختیهای کار میگوید، اما وقتی قرار است از زیباییهای این شغل حرف بزند، نگاهش به سمت لحظههایی میرود که نتیجه یک مأموریت، بازگشت یک انسان به آغوش خانواده بوده است.

نوبختی میگوید در طول سالهای خدمت، مأموریتهای دشواری را تجربه کرده و در موارد مختلف برای نجات زن و بچههای مردم، حوادث آسانسور و حتی مأموریتهای مربوط به خودکشی حضور داشته است.
برای او، همین لحظهها سختیهای ۲۳ سال خدمت را معنا میکند؛ اینکه آتشنشان ممکن است شب بیدار بماند، روز بعد خسته باشد و در مأموریت با صحنههای سنگین روبهرو شود، اما وقتی بداند انسانی را از خطر نجات داده، احساس رضایت بر همه خستگیها غلبه میکند.
نوبختی پس از سالها خدمت و بازنشستگی، از مسیری میگوید که برایش فقط یک شغل نبوده است؛ مسیری که در آن توانسته به همشهریان خود خدمت کند و بخشی از زندگیاش را برای نجات دیگران بگذارد.
پسرعموهایی که به عشق هموطن، لباس عملیاتی میپوشند
برای آتشنشانهای جوانتر، داستان شکل دیگری دارد. سبحان زمانیخوانی تنها ۶ ماه است که وارد آتشنشانی شده، اما برای انتخاب این مسیر، میان شغلهای مختلف، دلیل مشخصی دارد؛ علاقه.

او معتقد است آتشنشانی شغلی نیست که بتوان بدون علاقه آن را ادامه داد؛ چراکه فرد ممکن است در میانه مسیر خسته یا پشیمان شود.
زمانیخوانی درباره این علاقه میگوید: هموطنت وقتی دچار مشکل شده و بتوانی نجاتش بدهی، این عشق است.
همین جمله شاید سادهترین تعریف برای انگیزه نسلی باشد که آتشنشانی را نه صرفاً به عنوان یک شغل، بلکه به عنوان فرصتی برای کمک به دیگران انتخاب کرده است.
عرفان زمانیخوانی نیز با ۲۸ سال سن، مسیر مشابهی را دنبال کرده است. او و سبحان زمانیخوانی پسرعمو هستند و هر دو با علاقه وارد این حرفه شدهاند؛ انتخابی که از نگاه آنها از کودکی شکل گرفته و با رسیدن به فرصت استخدام، جدیتر شده است.
عرفان میگوید خانواده نیز در این مسیر همراهش بودهاند. مادرش به جای آنکه از خطرهای شغل بترسد، به او گفته دنبال علاقهاش برود.
این حمایت فقط از سوی خانواده پدری نبوده است. همسر سبحان زمانیخوانی نیز در مسیر ورود او به آتشنشانی همراهش بوده و حتی در دوره آزمون آمادگی جسمانی از او حمایت کرده است؛ حمایتی که برای یک آتشنشان جوان، پشتوانهای مهم در آغاز مسیری پرخطر محسوب میشود.
۲۴ ساعت نبودن سهم خانواده از آتشنشانی
آتشنشان بودن یعنی گاهی ۲۴ ساعت خانه نبودن. همین موضوع، زندگی خانوادگی آتشنشانها را متفاوت میکند.
امید سبحانیمهر که حدود ۱۰ سال و دو ماه سابقه فعالیت در آتشنشانی دارد، این بخش از زندگی را به خوبی میشناسد. دختر سهسالهاش را نیز همراه خود آورده است؛ کودکی که هنوز شاید معنای کامل شغل پدر و خطرهایی را که او هر روز با آنها مواجه میشود، نداند.

سبحانیمهر میگوید سختی اصلی فقط برای آتشنشان نیست؛ وقتی او ۲۴ ساعت در ایستگاه حضور دارد، بخش زیادی از مسئولیت خانواده بر دوش همسرش قرار میگیرد.
مریض شدن بچه، تب کردن او یا اتفاقاتی که در خانه رخ میدهد، موقعیتهایی هستند که ممکن است پدر در آنها حضور نداشته باشد.
او میگوید این شرایط برای خانواده دلشوره و سختی خودش را دارد، اما در سوی دیگر، نجات جان یک انسان شادیای ایجاد میکند که میتواند بر بسیاری از این دشواریها غلبه کند.

وقتی از او خواسته میشود یک جمله خطاب به همسرش بگوید، پاسخ او در واقع ادای سهم خانواده در این شغل است: «همسرم خیلی منو حمایت کرده. واقعاً ازش سپاسگزارم. هر افتخاری که داریم، اگر کسی را توانستیم کمک کنیم، سهم ایشان هم هست.»
۴۲ کیلومتر با لباس آتشنشانی
اما سختی آتشنشانی فقط به مأموریت و آتش محدود نمیشود؛ آمادگی جسمانی نیز بخشی از این حرفه است.
وحید نظرعلی، آتشنشانی با ۱۲ سال سابقه، دونده اولترا ماراتن است. او در یکی از برنامههای مرتبط با روز آتشنشانی، ۴۲ کیلومتر و ۲۰۰ متر را با لباس عملیاتی کامل آتشنشانی دویده است؛ مسافتی برابر با یک ماراتن کامل، اما با لباسی که اساساً برای دویدن طراحی نشده است.

نظرعلی وقتی از سختیهای آتشنشانی حرف میزند، فهرستی از شببیداری، استرس مأموریت، دیدن آسیب مردم و مواجهه با جانهای از دسترفته را پیش چشم میآورد.
او میگوید آتشنشان فقط با شعلهها مواجه نیست؛ گاهی رنج و آسیب مردم را میبیند و این صحنهها از نظر روحی نیز برای او سنگین است.
در چنین شرایطی، آمادگی جسمانی تنها یک امتیاز ورزشی نیست؛ بخشی از توانایی آتشنشان برای حضور در لحظهای است که فرد دیگری به کمک نیاز دارد.
پدر آتشنشانی که قهرمان زندگی پسرش است
در میان همه روایتهای روز آتشنشانی، شاید سادهترین روایت را بتوان از زبان یک کودک شنید؛ جایی که آتشنشان دیگر فرمانده، نیروی عملیاتی یا امدادگر نیست، بلکه «بابا» است.

محمدرضا طاهری که پدرش آتشنشان است، وقتی درباره شغل پدرش حرف میزند، بیشتر از خطرهای آن، زحمتهایش را میبیند.
او میگوید پدرش برای خانواده زحمت کشیده، کار کرده و برای او لوازم تحریر خریده تا بتواند به مدرسه برود و نیازهایش را تأمین کرده است.
برای محمدرضا، همینها دلیل کافی برای افتخار کردن به پدر است.
وقتی از او خواسته میشود جملهای خطاب به پدر آتشنشانش بگوید، پاسخ کودکانه اما عمیق است: «مرسی بابت این همه زحمتایی که برای من و مردم کشیدی؛ مرسی، خیلی دوستت دارم.»
شغلی که خانواده را هم قهرمان میکند
آتشنشانها هنگام شنیدن آژیر، فرصت زیادی برای فکر کردن ندارند؛ باید راهی شوند، وارد حادثه شوند و برای نجات جان انسانها تلاش کنند. اما پشت این سرعت و جسارت، خانوادهای قرار دارد که شاید سهمش از مأموریت، فقط چند ساعت انتظار و یک دعای کوتاه برای سالم برگشتن باشد.

روایت آتشنشانهای فردیس نشان میدهد که قهرمانی همیشه در لحظه ورود به شعلهها اتفاق نمیافتد؛ گاهی قهرمانی در خانهای است که همسر، نبودن ۲۴ ساعته مرد زندگیاش را تحمل میکند، مادری که به جای ترس، فرزندش را به دنبال کردن علاقهاش تشویق میکند و کودکی که پدرش را با تمام خطرهای شغلش دوست دارد.

شاید به همین دلیل است که روز آتشنشانی فقط روز کسانی نیست که به دل آتش میزنند؛ روز خانوادههایی هم هست که هر بار با رفتن آتشنشان، چشم به راه بازگشت او میمانند.
کد مطلب 6962412
-
چین خواستار اصلاح رویکرد ژاپن در قبال تایوان شد
-
گلوگاه های زنجیره تأمین کالا در بندرانزلی زیر ذرهبین بازرسی گیلان
-
آژیر خطر در نجران به صدا درآمد
-
جواد قارایی: منتقد جمهوری اسلامی هستم، اما با انصاف
-
عسکری: درصورت مدیریت جهادی قوه مجریه می توان ماحصره را جبران کرد
-
واکنش پیاتزا به برد سخت ایران مقابل اندونزی؛هم خوشحالم، هم ناراحت!
-
تربیت ۵۰۰ هزار حافظ قرآن در اصفهان؛مسجدمحوری کلید احیای فرهنگ قرآن است
-
تقسیط ۱۲ ماهه شهریه در دانشگاه علم و فرهنگ؛ حمایت از کسبوکار دانشجویی
-
سیاری: ورزش پشتوانه توان رزمی و بازدارندگی نیروهای مسلح است
-
نوجوانی که از زمان خود سبقت گرفت؛ روایتی از یک فرمانده تراز انقلاب
-
صدای انفجارها در دزفول ناشی از امحای مهمات است
-
واژگونی پراید در محور سفیدآبه – زاهدان ۳ فوتی برجا گذاشت
-
محکومیت ۲۹۲ میلیارد ریالی مالک یک دستگاه کامیون قاچاق در گیلان
-
بارش پاییزی و کاهش دمای گسترده در راه است؛ تداوم بارندگیها تا شنبه
-
پیروزی سخت والیبال ایران مقابل اندونزی؛ شاگردان پیاتزا پنجسته بردند!
-
بارشهای مؤثر در اصفهان از آبان آغاز میشود؛ کاهش گرما از نیمه مهر
-
حریفان آزادکاران ایران مشخص شدند
-
درستکار: قرعه آزادکاران در چند وزن سنگین است
-
نماینده وزنهبرداری ایران از کسب مدال بازماند
-
آتش نشانها؛ روایت آدمهایی که به دل آتش زده تا زندگی بماند
-
روزنامههای ورزشی سهشنبه هفتم مهر ۱۴۰۵
-
روزنامههای اقتصادی سهشنبه هفتم مهر ۱۴۰۵
-
روزنامههای صبح سهشنبه هفتم مهر ۱۴۰۵
-
روزنامههای ورزشی دوشنبه ششم مهر ۱۴۰۵
-
روزنامههای اقتصادی دوشنبه ششم مهر ۱۴۰۵
- دانلود کتاب
- خرید اپل ایدی
- شمش نقره
- کلینیک ترک اعتیاد تهران
- دوربین مداربسته
- مبلمان اداری
- جراح بینی تهران
- بلکا
- جراح بینی در تهران
- لوازم تحریر
- خرید طلای آب شده
- قیمت موکت
- تور کربلا
- استند تسلیت
- مداحی اربعین
- مرجع پاسخ معتبر پزشکان
- فروش مواد شیمیایی
- قیمت ایمپلنت
- قطعات لباسشویی
- آموزشگاه تیزهوشان
- بلیط هواپیما
- نمایندگی بوش در تهران
- آموزشگاه زبان ملل
- قیمت و خرید سمعک نامرئی
- مهرینو
- تهران تایمز
- روزنامه آگاه

