ساختن «یوز» کافی نیست، باید برای ماندنش هم برنامه داشت

ساختن «یوز» کافی نیست، باید برای ماندنش هم برنامه داشت

مدیر صنایع فرهنگی سوره امید گفت: پیش از رونمایی یک انیمیشن، باید برای ادامه حضور آن در بازار نیز استراتژی مشخصی وجود داشته باشد تا مسیر تداوم حیات کاراکترها هموارتر شود.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، مائده سادات مرویان حسینی: شخصیت‌های انیمیشنی خارجی سال‌هاست که در قالب تصاویر روی دفترها، کیف‌ها، لباس‌ها و اسباب‌بازی‌های کودکان ایرانی حضور دارند از بتمن و اسپایدرمن گرفته تا کرومی و لبوبو. این شخصیت‌ها به‌تدریج به بخشی از علایق و دنیای روزمره کودکان تبدیل شدند و می‌توانند بر الگوهای فرهنگی آن‌ها اثر بگذارند.

در چنین شرایطی، تولید شخصیت‌های ایرانی به‌تنهایی کافی نیست؛ این شخصیت‌ها برای آنکه بتوانند در زندگی روزمره کودکان اثر بیشتر و پررنگ‌تری داشته باشند. باید به محصولات متنوع تبدیل شوند و جایگاه خود را در بازار پیدا کنند مانند شخصیت‌هایی مانند «پسر دلفینی»، «یوز»، «ببعی قهرمان» و «با بابام» که در سال‌های اخیر، در مسیر ورود به بازار محصولات کودک قرار گرفتند. با این حال، این شخصیت‌ها علاوه بر تولید محصولات جانبی، برای تداوم حیات و ماندگاری، وابسته به ادامه تولید انیمیشن‌های خود نیز هستند.

در تبدیل یک شخصیت انیمیشنی به مجموعه‌ای از محصولات فرهنگی، نکته‌ای که وجود دارد این است، بازارپردازی این شخصیت‌ها به مجموعه‌ای از فعالیت‌ها از جمله ارتباط بین صاحبان مالکیت فکری و تولیدکنندگان گرفته تا تأمین مالی، تبلیغات، توزیع و فروش نیاز دارد. از همین رو مرکز صنایع فرهنگی امید از سال ۱۴۰۳ فعالیت جدی خود را در این حوزه آغاز کرده و تلاش می‌کند با ایجاد ارتباط بین صاحبان مالکیت فکری، تولیدکنندگان و فعالان توزیع و فروش، زمینه شکل‌گیری شبکه‌ای منسجم برای بازارپردازی شخصیت‌های ایرانی را فراهم کند. برای بررسی تجربه این مجموعه و شناخت فرصت‌ها و چالش‌های پیش روی این بازار، با سه نفر از فعالان این حوزه گفت‌وگو کردیم.

در بخش نخست، صابر نوری‌محب، مدیر مرکز صنایع فرهنگی امید، از اقدامات این مجموعه و موانع توسعه بازار مرچندایز در ایران می‌گوید. در بخش‌های بعدی، علی داردان، مدیر آژانس بازارپردازی امید، درباره سازوکار صدور مجوز بهره‌برداری از شخصیت‌ها و وضعیت بازار این حوزه توضیح خواهد داد و محمدمهدی دافعیان، تولیدکننده پوشاک کودک به تجربه خود از تولید محصولات مبتنی بر شخصیت‌های ایرانی و چالش‌های پیش روی تولیدکنندگان می‌پردازد.

* از چه زمانی فعالیت در حوزه بازارپردازی شخصیت‌های ایرانی را آغاز کردید و چه خلأها و چالش‌هایی در این حوزه وجود داشت که شما به سمت ایجاد یک سازوکار برای بازارپردازی رفتید؟

سیری که ما در موضوع بازارپردازی یا مرچندایز شخصیت‌های ایرانی طی کردیم، از سال ۱۴۰۳ آغاز شد. در آن سال، موضوع مرچندایز برای ما در مرکز صنایع فرهنگی امید اهمیت پیدا کرد. پیش از این هم در حوزه هنری تجربه‌هایی در زمینه مرچندایز وجود داشت. تا جایی که به خاطر دارم، یکی از این تجربه‌ها مربوط به مجموعه مرچندایز «شکرستان» بود. اما در سال ۱۴۰۳، این موضوع برای ما جدی‌تر شد و کار را آغاز کردیم. در ابتدا، کاری که انجام دادیم این بود که نگاهی به تجربه‌های قبلی در حوزه مرچندایز انداختیم. آنچه تا آن زمان اتفاق افتاده بود، این بود که مرچندایز انیمیشن‌ها و کاراکترها به‌عنوان یک پروژه در دل فرایند تولید انیمیشن تعریف می‌شد. به این معنا که تهیه‌کننده، همان‌طور که هزینه تولید انیمیشن را تأمین می‌کرد، مبلغی هم اختصاص می‌داد تا ویترینی از محصولات مرتبط با آن انیمیشن تولید شود.

با توجه به تجربه‌هایی مثل «شکرستان»، به این نتیجه رسیدیم که اگر بخواهیم در حوزه مرچندایز کاری انجام بدهیم و امیدوار باشیم که این فعالیت پس از طی مسیری و گذشت زمان واقعاً به مسئله‌ای در صنعت تبدیل شود، نباید صرفاً به شکل‌گیری یک ویترین یا اجرای یک پروژه فکر کنیم؛ بلکه باید این فعالیت به یک مسیر و رویه تبدیل شود و در صنعت جا بیفتد.

از سال ۱۴۰۳، محور کار ما همکاری با تولیدکنندگان شد. یکی از تجربه‌هایی که تلاش کردیم تغییر بدهیم، این بود که از خلق پروژه با تولیدکننده به سمت خلق مشارکت با تولیدکننده حرکت کنیم. به همین دلیل، با تولیدکنندگان بازی، لباس، دفتر و محصولات دیگر وارد مشارکت شدیم تا این فعالیت در صنعت شکل بگیرد و یک سیستم شبکه‌ای ایجاد شود. ما دو نقطه به این سیستم شبکه‌ای اضافه کردیم. نخست، نهادی با کارکرد لایسنسینگ یا صدور مجوز بهره‌برداری از مالکیت فکری در مجموعه امید بود. این نهاد با تولیدکنندگان از یک طرف، صاحبان مالکیت فکری یا همان IP از طرف دیگر و شبکه‌های فروش از سوی دیگر تعامل می‌کند.

در همین سال‌های اخیر نیز تجربه‌هایی داشتیم که انیمیشنی تولید شده، اما صداوسیما برای تبلیغ آن وارد عمل نشده و در نتیجه، آن انیمیشن شکست خورده است. صداوسیما می‌تواند سازوکاری ایجاد کند که بر اساس آن، محصولاتی که با هدف مرچندایز تولید می‌شوند، از فرصت‌های تبلیغاتی برخوردار شوند

نقطه دیگر، نهادی به نام «ذوزنقه» است که وظیفه توزیع و فروش محصولات این شبکه را بر عهده دارد. تجربه‌ای که طی سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ به آن رسیدیم، نشان داد که اساساً شبکه‌های توزیع فعال در بازار، به دلیل اینکه هنوز بازار محصولات تولیدشده بر اساس کاراکترهای ایرانی شکل نگرفته و شناخت کافی نسبت به آن‌ها وجود ندارد، انگیزه چندانی برای ورود به این حوزه ندارند. بنابراین، در این بازار به نهادی در حوزه توزیع و فروش نیاز داریم که حاضر باشد برای معرفی و ترویج یک محصول سرمایه‌گذاری کند، هزینه بپردازد و به شکل‌گیری این شبکه کمک کند.

در سوره امید، سه کاراکتر را به‌طور مشخص دنبال کردیم که یکی از آن‌ها «با بابام» بود که تقریباً عمده‌ترین فعالیت ما را تشکیل می‌داد و محوریت داشت. کاراکتر بعدی «یوز» بود و همچنین روی «ببعی قهرمان» و «پسر دلفینی» هم فعالیت‌هایی انجام شده است. در این فرایند، آژانس IP یا لایسنسینگ با تولیدکنندگان ارتباط برقرار کرده و تولیدکنندگان هم محصولات مختلفی تولید کردند. بخشی از محصولات تولیدشده توسط این تولیدکنندگان وارد سبد محصولات ذوزنقه شده است. ذوزنقه نیز این محصولات را از طریق درگاه‌های فروش مجازی، شبکه توزیع فروشگاهی و غرفه‌های نمایشگاهی خود عرضه کرده و فرایند فروش آن‌ها را پیش برده است.

* پس شما در آژانس بازارپردازی، نقش تسهیلگر دارید و تمرکزتان بر مشارکت بین تولیدکنندگان است. کمی درباره نحوه این تسهیلگری توضیح دهید. در جایگاه تسهیلگر، دقیقاً چگونه این نقش را ایفا می‌کنید؟

ما در چرخه‌ای که در حال شکل‌دادن به آن هستیم، تلاش می‌کنیم اجزای مختلف را کنار هم قرار دهیم و هر بار یکی از بخش‌های آن را تقویت کنیم. برای مثال، نهاد ذوزنقه که شکل گرفته است، از نظر ما واقعاً می‌تواند به تسهیلگری در این حوزه کمک کند. این یکی از نقاطی است که در آن، تسهیلگری از طریق سرمایه‌گذاری و ایجاد ظرفیت فروش اتفاق می‌افتد. در زمینه سرمایه‌گذاری هم ما در بخش‌هایی مثل تأمین سرمایه در گردش، کمک به تحقیق و توسعه و طراحی محصولات، ورود کردیم و تلاش کردیم در این نقاط نقش تسهیلگر داشته باشیم. همچنین در زمینه تسهیلگری، در تعامل با تولیدکنندگان، مبنای کار ما این بود که به مشارکت برسیم و فرایند همکاری را تسهیل کنیم. البته این همکاری با هر تولیدکننده به شکل متفاوتی پیش می‌رفت.

برای مثال با محمدمهدی دافعیان، تولیدکننده پوشاک کودکانه همکاری داشتیم که می‌گفتند تیراژ تولیدشان معمولاً حدود ۴۰ عدد است؛ یعنی ۴۰ عدد تولید می‌کنند تا ریسک کار بالا نرود. این موضوع موانعی برای فروش ایجاد می‌کرد. برای مثال، وقتی شما فقط ۴۰ عدد لباس تولید می‌کنید، احتمالاً مجبور می‌شوید همه آن‌ها را در یک رنگ تولید کنید و در نتیجه، تنوع محصولات کاهش پیدا می‌کند. ما در تعاملاتی که شکل دادیم، تلاش کردیم این فرایند را تسهیل کنیم. به همین دلیل، مثلاً سال گذشته فکر می‌کنم یک‌باره به سمت تولید ۱۲۰۰ عدد لباس رفتیم. این کار باعث شد تنوع محصولاتی که تولید می‌شدند افزایش پیدا کند. برای مثال، در محصولات «با بابام»، پنج یا شش رنگ مختلف و دو یا سه طرح دوخت داشتیم. این تنوع هم به نوبه خود در مسئله فروش تأثیرگذار است.

در زمینه تولید لوازم‌التحریر نیز به شکل دیگری تسهیلگری کردیم. در آنجا، تولیدکننده به تسهیلاتی با هزینه پایین نیاز داشت تا بتواند مواد اولیه موردنیاز خود را تهیه کند و به مرحله تولید برساند. ما این کار را انجام دادیم. در همکاری با تولیدکنندگان بازی نیز به شکل دیگری عمل کردیم و تلاش کردیم خود این افراد درگیر این موضوع شوند.

* شما به تجربه برخی از شخصیت‌های ایرانی اشاره کردید که محصولات متنوعی بر اساس آن‌ها تولید شد، اما بازارپردازی آن‌ها ادامه پیدا نکرد. چقدر هماهنگی بین تولید انیمیشن، تبلیغات و تولید محصولات در تداوم و استمرار حیات یک شخصیت تأثیر دارد؟

وقتی کار روی مرچندایز یک کاراکتر را آغاز می‌کنیم، لزوماً نباید فرضمان این باشد که آن کاراکتر قرار است برای همیشه باقی بماند. هر کاراکتر، متناسب با شرایط و ویژگی‌های خودش، عمر مفیدی دارد. ممکن است عمر مفید یک کاراکتر شش ماه یا شش سال یا حتی بیشتر باشد. نکته دوم، مسئله هماهنگی و استراتژی است که حول یک کاراکتر شکل می‌گیرد.

نمونه‌های زیادی داشتیم که یک انیمیشن، اثر خوبی بوده اما محصولات مناسبی از آن تولید نشده؛ در نتیجه، محصولات آن هم نتوانستند موفق شوند. از طرف دیگر، ممکن است محصولات خوبی از یک کاراکتر تولید کنیم، اما انیمیشن آن ادامه‌دار نباشد. برای مثال، می‌توان به «بچه‌زرنگ»، «پسر دلفینی» و حتی «یوز» اشاره کرد. انیمیشن «یوز» سال گذشته اکران شد و تعدادی محصول هم بر اساس آن شکل گرفت، اما در طول سال گذشته اتفاق خاصی در زمینه ادامه فعالیت انیمیشن «یوز» نیفتاد. طبیعتاً این مسئله بر روند حیات کاراکتر تأثیر می‌گذارد.

از همین رو یکی از وظایف آژانس بازارپردازی مرکز سوره امید این است که این رابطه را تنظیم کند؛ یعنی پیش از آنکه انیمیشن رونمایی شود، بتواند ارتباط بین بخش‌های مختلف را تنظیم کند و مشخص کند که پس از اکران انیمیشن، استراتژی لازم چیست. اگر این بخش‌ها با یکدیگر هماهنگ شوند، یعنی نهاد تولید محتوا، نهاد تولید صنعتی و نهاد ترویج و تبلیغات با یکدیگر هم‌راستا باشند، مسیر بهتری برای تداوم حیات کاراکترها ایجاد می‌شود.

* در تجربه‌ای که با انیمیشن «یوز ایرانی» داشتید، از قبل از اکران، برای تولید و عرضه محصولات مرتبط با کاراکتر برنامه‌ریزی کرده بودید؟

تجربه‌ای که در مورد «یوز» داشتیم، این بود که حدود سه تا چهار ماه پیش از اکران، فرایند تولید محصولات مرتبط با آن را پیش بردیم. انیمیشن، در اوایل مهرماه اکران شد، اما کمپین آن از شهریورماه آغاز شده بود و بچه‌ها تیزرهای آن را دیده بودند. تا حدودی نگران بودیم که آیا مخاطبان، پیش از تماشای انیمیشن، محصولات مرتبط با آن را خواهند شناخت و با کاراکتر ارتباط برقرار خواهند کرد یا نه. اما در همان مرحله کمپین، بچه‌ها نسبت به انیمیشن و کاراکتر آن احساس خوبی پیدا کردند و با آن آشنا شدند.

* در مورد «با بابام» چطور؟

«با بابام» حدود سه سال است که در شبکه پخش می‌شود. ما از بهار سال ۱۴۰۳ تولید محصولات آن را پیش بردیم. یعنی خلق کاراکتر اتفاق افتاده بود، انیمیشن تولید شده بود و بعد از آن، ما تولید محصولات مرتبط با آن را شروع کردیم.

* شما به اهمیت تست IP برای سنجش ظرفیت توسعه کاراکترها اشاره کردید. مجموعه امید چگونه کاراکترهای جدید را ارزیابی می‌کند و بر چه اساسی تصمیم می‌گیرد که یک کاراکتر قابلیت توسعه و تبدیل شدن به یک IP موفق را دارد؟

یکی از کارهایی که ما در مجموعه امید انجام دادیم، این بود که از سال گذشته طراحی یک برنامه را آغاز کردیم و امسال آن را به مرحله عرضه رساندیم. این برنامه تلویزیونی «وقت قصه» نام دارد. «وقت قصه» در مجموع ۳۵ قسمت داشت که از شبکه پویا هم پخش شد. اکنون نیز بازپخش آن دوباره آغاز شده است. «وقت قصه» برای ما یک پلتفرم برای آزمایش و ارزیابی کاراکترهاست. این برنامه یک برنامه قصه‌گویی است که در هر قسمت، یک مجری با چند کاراکتر حضور پیدا می‌کند و قصه‌ای را روایت می‌کند.

در مجموعه امید، «وقت قصه» بستری برای آزمایش کاراکترهاست. برای مثال، وقتی قرار است یک کاراکتر جدید خلق شود، ابتدا می‌توان آن را در چنین بستری معرفی کرد؛ بستری که هزینه تولید آن هم بالا نیست. کاراکتر در این برنامه معرفی می‌شود، داستانش روایت می‌شود و ما بازخورد مخاطبان را دریافت می‌کنیم. سپس بر اساس این بازخوردها تصمیم می‌گیریم که آیا این کاراکتر ظرفیت ادامه فعالیت و توسعه را دارد یا خیر.

از مجموع ۳۵ قسمت، نزدیک به ۳۳ قسمت محصول تولید خودمان بوده. این قسمت‌ها شامل پنج جهان داستانی بودند که بچه‌ها آن‌ها را تولید کرده بودند و هرکدام، دنیای خاص خود و کاراکترهای مخصوص به خودشان را داشتند. به این ترتیب، «وقت قصه» می‌تواند به بستری برای معرفی و عرضه کاراکترهای جدید تبدیل شود؛ بستری که به ما امکان می‌دهد واکنش مخاطبان را بسنجیم و بر اساس آن، درباره ادامه فعالیت و توسعه هر کاراکتر تصمیم بگیریم.

* همان‌طور که اشاره کردید، هر کاراکتری عمر مفیدی دارد و همچنین برای تداوم حیات خود به عوامل مختلفی نیاز است. با این حساب، چه ویژگی‌هایی باید در یک کاراکتر ایرانی وجود داشته باشد تا تولیدکنندگان داخلی به آن اعتماد کنند، ریسک سرمایه‌گذاری روی آن را بپذیرند و برای استفاده از مالکیت فکری آن هزینه کنند؟

واقعیتی که در بازار وجود دارد، این است که کاراکتری که ناگهان محبوب می‌شود بیشتر مورد استقبال تولیدکنندگان قرار می‌گیرد.از طرف دیگر، نگاه فعلی برخی از تولیدکنندگان محتوا نیز کار را سخت‌تر می‌کند. برای مثال، اگر یک تولیدکننده، لباسی با طرح کرومی تولید کند، احتمالاً فروش آن چند برابر بهتر خواهد بود؛ ضمن اینکه قرار نیست هزینه‌ای بابت استفاده از این تصویر و موارد مشابه بپردازند.اما در بازار ما، یکی از خطوط قرمز تولیدکنندگان محتوا این است که حتماً باید درصدی از درآمد به صاحب IP پرداخت شود و هزینه استفاده از مالکیت فکری هم باید پرداخت شود. بنابراین، همین مسئله کار را دشوارتر می‌کند.

ممکن است محصولات خوبی از یک کاراکتر تولید کنیم، اما انیمیشن آن ادامه‌دار نباشد. انیمیشن «یوز» سال گذشته اکران شد و تعدادی محصول هم بر اساس آن شکل گرفت، اما در طول سال گذشته اتفاق خاصی در زمینه ادامه فعالیت انیمیشن «یوز» نیفتاد. طبیعتاً این مسئله بر روند حیات کاراکتر تأثیر می‌گذارد.

اگر واقعاً می‌خواهیم حرکت جدی‌ در حوزه مرچندایز شخصیت‌های ایرانی انجام بدهیم، این موضوع باید در سطح ملی به‌عنوان یک مسئله مطرح شود و درباره آن فکر کنیم. برای مثال، اگر صداوسیما انیمیشن «یوز» و «ببعی قهرمان» را به‌طور جدی تبلیغ نکند، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که این اثر به‌تنهایی مخاطبان زیادی جذب کند.

در همین سال‌های اخیر نیز تجربه‌هایی داشتیم که انیمیشنی تولید شده، اما صداوسیما برای تبلیغ آن وارد عمل نشده و در نتیجه، آن انیمیشن شکست خورده است. همین نگاه باید در حوزه مرچندایز هم شکل بگیرد. برای مثال، صداوسیما می‌تواند سازوکاری ایجاد کند که بر اساس آن، محصولاتی که با هدف مرچندایز تولید می‌شوند، از فرصت‌های تبلیغاتی برخوردار شوند.

همچنین، نهادهایی که می‌توانند منابع مالی در اختیار تولیدکنندگان قرار دهند، باید وارد عمل شوند. اگر تولیدکننده‌ای تصمیم می‌گیرد روی یک کاراکتر ایرانی سرمایه‌گذاری کند و محصولی بر اساس آن تولید کند، باید بتوانیم تسهیلات و امکانات لازم را برای او فراهم کنیم؛ یعنی از ظرفیت‌های موجود استفاده کنیم و منابعی در اختیارش قرار دهیم تا بتوانیم امیدوار باشیم که پس از یک دوره سرمایه‌گذاری، این موضوع در صنعت ما شکل بگیرد.

* بنظر شما بازار مرچندایز چقدر در نهادهای مختلف جا افتاده است. اگر از منظر سیاست‌گذاری به این موضوع نگاه کنیم، آیا این حوزه به‌اندازه کافی جدی گرفته می‌شود و نهادهای مرتبط، منابع مالی، ظرفیت‌های تبلیغاتی و امکانات لازم را برای حمایت از آن اختصاص می‌دهند؟

در یکی دو سال گذشته، اتفاقاتی افتاده است. برای مثال، در حوزه صداوسیما، تسهیلگری‌هایی انجام شده است. اما اینکه بخواهیم بگوییم تا کنون اتفاق جدی افتاده که بتواند یک حرکت اساسی ایجاد کند، به نظر من هنوز چنین چیزی رخ نداده است.صداوسیما نسبت به دو سال قبل، در حال حاضر ضوابط بهتری در حوزه کاراکترها دارد.

اما در حوزه منابع مالی تقریباً هیچ سازوکار مشخصی وجود ندارد. برای مثال، تولیدکننده‌ای تصمیم می‌گیرد به‌جای استفاده از کرومی، از یک کاراکتر ایرانی استفاده کند، چون دغدغه این موضوع را دارد. اما هیچ سازوکاری وجود ندارد که نهادی برای کمک به معرفی محصول، افزایش فروش یا تأمین منابع و تسهیلات موردنیاز او وارد عمل شود و حمایتش کند. به همین دلیل، فکر می‌کنم اگر واقعاً می‌خواهیم به سمت این موضوع حرکت کنیم، به یک معماری و ساختار مشخص نیاز داریم. صداوسیما باید یک طرف این موضوع باشد، حوزه هنری طرف دیگر، سازمان اوج در بخش دیگری فعالیت کند و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز نقش خودش را داشته باشد. ما هم در این حوزه منابع مالی، ظرفیت‌های تبلیغاتی و امکانات فروشگاهی را وارد می‌کنیم تا بتوانیم با کاراکتری که در کشورهای غربی ترند می‌شود، رقابت کنیم. این یکی از موضوعات اساسی است که باید به آن توجه کنیم.

موضوع دیگر این است که اگر بخواهیم این صنعت را به‌عنوان یک صنعت بالغ در نظر بگیریم، باید بتوانیم با بازار بین‌المللی ارتباط برقرار کنیم. به نظر من، یکی از دلایلی که باعث می‌شود برخی کاراکترها ناگهان وارد بازار شوند، در ایران هم بازار جدی‌ پیدا کنند و ما نتوانیم با آن‌ها رقابت کنیم، این است که آن‌ها با مخاطب بین‌المللی سروکار دارند. بازار بین‌المللی باعث می‌شود تیراژ تولید و حجم فعالیت‌های آن‌ها در مقیاس بسیار بزرگ‌تری شکل بگیرد؛ یعنی محصولاتی تولید می‌کنند که مخاطب آن‌ها میلیون‌ها نفر است. طبیعتاً وقتی انیمیشنی داشته باشیم که بتواند در سطح بین‌المللی رقابت کند، می‌توانیم انتظار داشته باشیم که مرچندایز آن نیز به این بازارها نفوذ کند.

به نظر من، این حوزه به یک اقدام چندجانبه نیاز دارد. از یک طرف، باید نهادی وجود داشته باشد که بتواند از نظر تأمین منابع مالی، فرایند کار را تسهیل کند. از طرف دیگر، صداوسیما باید به‌طور جدی در حوزه تبلیغات و فروش وارد عمل شود و کمک کند. همان‌طور که در حوزه انیمیشن فعالیت می‌کند، اگر در زمینه محصولات مرتبط با انیمیشن هم وارد عمل شود، قطعاً بسیار تأثیرگذار خواهد بود. بخش دیگری از این فرایند هم به تولیدکنندگان مربوط می‌شود که اگر این ظرفیت‌ها فراهم شود، وارد میدان شوند.

واقعیت بازار این است که تولیدکنندگان ما در شرایط فعلی، صرفاً با تولید محصول هم ریسک بزرگی می‌کنند. در شرایط اقتصادی‌ که با تورم عجیب‌وغریب مواجه هستیم، همین که تولیدکننده محصولی تولید می‌کند، به‌ویژه محصولی که بر اساس یک کاراکتر و روایت داستانی شکل گرفته است، به معنای پذیرش ریسک بزرگی است. بنابراین، طبیعتاً نمی‌توان انتظار داشت که تولیدکننده به‌تنهایی تمام این مسیر را طی کند. به نظر من، اینجا وظیفه نهادهای حاکمیتی است که وارد عمل شوند و کمک کنند؛ البته از مسیر درست خودشان.

منظورم این نیست که نهاد حاکمیتی دوباره وارد خلق پروژه شود؛ چون اگر چنین کاری انجام دهد، به نظر من، باز هم اشتباه کرده است. اتفاقاً این کار می‌تواند بازار را مسموم کند و باعث شود که بازار به‌صورت کاریکاتوری رشد کند؛ یعنی در مقطعی رشد ظاهری و غیرواقعی داشته باشد و بعد، ناگهان این چرخه از هم بپاشد. در عوض، نهاد حاکمیتی باید وارد مسیر درست شود و شرایطی فراهم کند که این سیستم واقعاً شکل بگیرد. نقش آن نباید تصدی‌گری باشد، بلکه باید بر تسهیلگری متمرکز شود.

* چگونه می‌توانیم انیمیشن‌ها و شخصیت‌های ایرانی را به سطحی برسانیم که ظرفیت حضور در بازارهای بین‌المللی و توزیع محصولات مرتبط با آن‌ها را در این بازارها داشته باشند؟

در ابتدا نکته‌ای درباره حجم بازار مطرح کنم. یک استانداردی وجود دارد که بر اساس آن، اگر یک انیمیشن به‌صورت سریالی تولید شود، در یک دوره زمانی پخش شود و کودکان با آن ارتباط برقرار کنند، می‌توان انتظار داشت که بخشی از مخاطبان آن به مشتریان محصولات مرچندایز تبدیل شوند. در دنیا گفته می‌شود که برای یک انیمیشن موفق، تقریباً می‌توان انتظار داشت حدود ۱۵ درصد از بینندگان آن به مشتریان محصولات مرچندایز تبدیل شوند.

حالا اگر بخواهیم وضعیت بازار خودمان را بررسی کنیم، می‌توانیم انیمیشن «یوز» را مثال بزنیم که تقریباً یک میلیون مخاطب داشته است. البته در میان این مخاطبان، خانواده‌ها هم حضور داشتند. اگر به‌طور متوسط در نظر بگیریم، می‌توانیم بگوییم حدود ۳۰۰ هزار خانواده برای تماشای انیمیشن «یوز» آمدند. حالا اگر بخواهیم بر اساس همان استاندارد جهانی ۱۵ درصدی که برای انیمیشن‌های موفق خارجی مطرح می‌شود، اندازه بازار را محاسبه کنیم، به عددی در حدود ۴۵ هزار خانواده می‌رسیم.

نهاد حاکمیتی نباید از نو وارد خلق پروژه شود؛ چون این کار می‌تواند بازار را مسموم کند و باعث شود که بازار به‌صورت کاریکاتوری رشد کند. در عوض، نهاد حاکمیتی باید وارد مسیر درست شود و شرایطی فراهم کند که این سیستم واقعاً شکل بگیرد. نقش آن نباید تصدی‌گری باشد، بلکه باید بر تسهیلگری متمرکز شود.

از این جهت می‌گویم که هرچه بازار خود انیمیشن بزرگ‌تر شود، بازار مرچندایز آن هم طبیعتاً بزرگ‌تر خواهد شد. وقتی کاراکتر ما به نقطه‌ای برسد که بتوانیم بگوییم یک میلیون خانواده برای تماشای آن به سینما رفتند، آن‌وقت می‌توانیم انتظار داشته باشیم که با بازار جدی‌تری مواجه شویم. بنابراین، در حال حاضر هنوز با چنین بازاری فاصله داریم.

برای بین‌المللی شدن هم وضعیت به همین شکل است. تا زمانی که نتوانیم انیمیشن‌هایی تولید کنیم که ظرفیت حضور در بازارهای بین‌المللی را داشته باشند، طبیعتاً نمی‌توانیم چندان به بین‌المللی شدن مرچندایز آن‌ها فکر کنیم. هر زمان به کاراکتر و انیمیشنی برسیم که قابلیت حضور در بازارهای بین‌المللی را داشته باشد، آن‌وقت می‌توانیم انتظار داشته باشیم که اتفاقات مهمی در بازار بین‌المللی برای آن رخ دهد. در حال حاضر، بازار مرچندایز در ایران هنوز به معنای واقعی کلمه شکل نگرفته است. اتفاقات پراکنده‌ای در این حوزه رخ می‌دهد و ما هم تلاش می‌کنیم این فعالیت‌ها را تقویت کنیم، تا حدودی انسجام ببخشیم، منظم‌تر کنیم و شرایط را برای تسهیلگری فراهم کنیم.

* امسال تنوع محصولات شخصیت‌های «یوز» و «با بابام» خیلی بیشتر شده بود؛ این تنوع محصولات چه تأثیری بر میزان فروش مرچندایز شخصیت‌های ایرانی دارد؟

تجربه ما در سال جاری نشان داد که تنوع محصولات واقعاً تأثیر زیادی بر فروش مرچندایز شخصیت‌های ایرانی دارد. ما امسال که داده‌های نمایشگاه نوشت‌افزار را بررسی کردیم، متوجه شدیم حجم فروش محصولات «با بابام» تقریباً پنج برابر شده؛ یعنی حدود ۵۰۰ درصد رشد داشتیم. در مورد «یوز» هم فکر می‌کنم رشد فروش حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ درصد بوده است. اما در مورد «ببعی قهرمان»، تقریباً ۶۰ درصد افت فروش داشتیم.

من عامل اصلی این تفاوت را بیشتر در تنوع محصولات می‌بینم. خرید محصولات متنوع برای بچه‌ها جذابیت زیادی دارد. بنابراین، با وجود این شرایط اقتصادی، ما در محصولات «با بابام» رشد ۵۰۰ درصدی را تجربه کردیم. نکته دیگر این است که مجموع محصولاتی که امسال از کاراکترهای ایرانی در این شبکه به فروش رسیده، به حدود ۴۰ هزار قلم رسیده است. تقریباً ۲۰ هزار قلم از این محصولات در نمایشگاه فروخته شده و باقی آن‌ها را خود تولیدکنندگان به فروش رساندند.

کد مطلب 6973370

  • روایت اصلی، پشت قاب یک روایت تصویری است

  • بازی هنوز در سیاست‌گذاری جدی گرفته نشده؛ تحول صنعت با بودجه یک سریال

  • قاسمی: قطع آب، برق و گاز واحدهای تولیدی بدون هماهنگی ممنوع است

  • شخصیت ساختیم اما بازارش را نه؛ بنیاد بازی‌ها حلقه اتصال بازارپردازی

  • سلیمی: ۶۰ هزار دانش‌آموز گلستانی آموزش کمک‌های اولیه می‌بینند

  • نوسان قیمت و افت کیفیت کاغذ داخلی، دو چالش تولیدکنندگان نوشت‌افزار

  • جای شخصیت‌های ایرانی در بازار محصولات فرهنگی خالی است

  • چرا «دهتوک» چند صدساله، بدون چهره ساخته می‌شود؟

  • تلگرام خبرگزاری زیر خبر
  • تلویزیون آن
  • ثبت‌نام ۶۱۳۰ کودک کار در مدارس؛ توزیع ۷ هزار بسته لوازم‌التحریر

  • بخشدار ارم: حمایت از ورزشکاران در اولویت است

  • ادعای روزنامه عبری: ترامپ از وعده‌های نتانیاهو عصبانی است

  • بارداری زیر سایه هزینه‌ها؛ بیمه چقدر از بار مادران کم می‌کند؟

  • اعلام تازه‌ترین نرخ‌های رسمی حواله ارز در مرکز مبادله ایران

  • ارائه بیش از ۵۷ هزار خدمت بهداشتی به کودکان شهرستان دیّر

  • سرلشکر وحیدی: صنعت دفاعی پشتیبان راهبردی نیروهای مسلح در میدان نبرداست

  • جزییات ساخت ۴نانوداروی پیشرفته ایرانی؛ از داروی سرطان خون تا عفونت حاد

  • آمادگی کامل شبکه انتقال برق جنوب به شمال برای عبور از زمستان

  • مانور نظامی انگلیس برای اشغال جزایر فالکلند

  • آئین بزرگداشت زنده‌یاد «محمد کاسبی»

  • قتل خانوادگی در دهلران منجر به مرگ ۵ نفر شد

  • سرپرست معاونت امور اقتصادی استانداری منصوب شد

  • معرفی ۸ ماده خوراکی پاییزی مفید برای سلامت قلب

  • ادعای مقام آمریکایی: به حملات ایران در تنگه هرمز پاسخ می‌دهیم

  • احتمال برکناری وزیر جنگ آمریکا توسط ترامپ

  • اولین طلای کشتی فرنگی ایران ضرب شد؛ دو فرنگی‌کار برنزی شدند

  • لفاظی ترامپ درباره ایران؛ جنگ به زودی پایان می‌یابد

  • دیدار با خانواده شهید محمدعلی سعادت

  • ترامپ در جستجوی راه خروج؛ بازتاب جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

  • روزنامه‌های ورزشی چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های صبح چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵

    روزنامه‌های صبح چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های ورزشی سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵

  • لاین نوری
  • بلکا
  • ایمپلنت اصفهان
  • دانلود کتاب
  • خرید اپل ایدی
  • شمش نقره
  • کلینیک ترک اعتیاد تهران
  • دوربین مداربسته
  • جراح بینی تهران
  • جراح بینی در تهران
  • لوازم تحریر
  • خرید طلای آب شده
  • قیمت موکت
  • تور کربلا
  • استند تسلیت
  • مداحی اربعین
  • مرجع پاسخ معتبر پزشکان
  • قیمت ایمپلنت
  • قطعات لباسشویی
  • آموزشگاه تیزهوشان
  • بلیط هواپیما
  • نمایندگی بوش در تهران
  • آموزشگاه زبان ملل
  • قیمت و خرید سمعک نامرئی
  • مهرینو
  • تهران تایمز
  • روزنامه آگاه