توانمندیهای اطلاعاتی-عملیاتی نیروهای امنیتی و هوشیاری ملی، ظرفیت خنثیسازی این تهدید را فراهم کرده است.
سرویس سیاست مشرق- دو تیم خرابکاری مسلحانه وابسته به فرقه انحرافی «شیطان یا همان عرفان» ، در روزهای اخیر متلاشی و عوامل آن دستگیر شدند. ساخت و پرتاب نارنجک دستی و بهآتشکشیدن وسایل نقلیه عمومی بخشی از کارنامه سیاه این دو هسته شبه تروریستی در اغتشاشات دیماه سال گذشته بود.
عوامل خرابکار این گروهها، ارتباط مستقیمی با «محمدعلی طاهری» سرکرده این فرقه انحرافی، ساکن در کانادا داشته و گزارش اقدامات خود را برای مرکزیت این فرقه، مستقر در خارج از کشور، ارسال میکردند.
گزارشهای رصدی حاکی از آن است که اعضای این گروهک، پس از اغتشاشات دیماه نیز دست از اقدامات خود برنداشته و با توزیع تراکتهای تبلیغاتی حاوی کدهای اینترنتی، آموزههای انحرافی این فرقه با عنوان «مانیفست رنسانس ایران آزاد» را تبلیغ میکردند. اعضاء این فرقه این مانیفست را تنها راه نجات ایران و محمدعلی طاهری، سرکرده فرقه را شایسته رهبری ایران معرفی میکنند.
پیشازاین محمدعلی طاهری، سرکرده فرقه عرفان حلقه، سال گذشته پیشنهاداتی درباره انجام اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح کرده بود. این اظهارات و عملکرد پیروان این فرقه، نشانی واضح از تغییر رویکرد این فرقه از فاز مباحث ادعایی در زمینه عرفانی و درمان به سمت اقدامات سیاسی و ضد امنیتی است.
همچنین عرفان حلقه میدان دار و سردمدار طرح های عملیاتی در فضای اغتشاشات کشور در سالهای مختلف بوده است. بررسی ها نشان می دهد، حمایت معنوی جامعه استکبار جهانی از طریق شبکه های اینترنشنال، بیبی سی وصدای آمریکا دلالت خوبی بر همکاری این فرقه فعال در عرصه عرفان های نوظهور است.
فرقه عرفان حلقه (عرفان کیهانی) از جمله فرقههای نوظهور انحرافی بود که در دهه ۸۰ و ۹۰ شمسی با طرح مباحثی انحرافی در موضوعات عقیدتی و عرفانی و طرح ادعاهای بیاساس در زمینه درمان بیماریها گسترش فراوانی یافت. رهبر این فرقه چندین سال به اتهام جرایمی همچون مداخله در امور پزشکی و… در زندان بود تا این که در سال ۹۸ در یکی از مرخصیهایش از زندان، به کشور کانادا گریخت.

رهبر فرقه با گذشتهای غبارآلود
طاهری که چند صباحی خود را در مقام رهبری مذهبی می دید، گذشته ای نا مشخص و غبار آلود دارد، برخی کارشناسان معتقدند، ریشه برخی باورهای وی را می توان در این سال ها و روزها جست.
وجود تفکرات الحادی و دهری فرقه هرمی حلقه را می توان در این دوران دانست که سرکرده آن، تاثیرات فراوانی از مارکسیسم و تجربه گرایی الحادی پذیرفته است. در حقیقت، اساس تفکر وی را می توان در این برهه دانست که بعدها، بسط یافته و از طریق یارانش در شورای مرکزی، ظاهری اسلامی هم یافته است.
نکته قابل توجه این است که مشخص نیست فعالیت وی پیش از انقلاب اسلامی و بعد از آن به چه شکل بوده است. البته، مدعی است در دوره ای، اختراعاتی نیز داشته که در صحت و سقم آن، تردیدهایی وارد است، این ابهامات و غبارآلودگی هنگام بیشتر می شود که بدانیم طاهری اساساً تحصیلات مشخصی ندارد. اگرچه مریدان طاهری، وی را مهندس خطاب می کنند؛ اما معلوم نیست در کدام دانشگاه تحصیل کرده است. برخی بر این باورند که حتی موفق به گذراندن دوره دیپلم هم نشده و فقط مدعی تحصیلات تکمیلی است. مبنای عرفان حلقه را مباحث ماتریالیستی و دیالکتیکی تشکیل می دهد و براساس ادعای سرکرده این فرقه هیچ فردی نمی تواند به خدای واقعی از طریق معصومین(ع) و قرآن دست یابد. مبنای تضاد دیالکتیکی از اصلی ترین مبانی این دیدگاه بوده و هر آن چه وجود دارد قطعاً در درون خود ضد خود را نیز پرورش داده و با کمک شناسایی ضد یک چیز می توان اصل آن را شناسایی کرد. بر همین مبنا شعور و ضد شعور، ماده و ضد ماده، آگاهی و ضد آگاهی، عرفان و ضد عرفان و …. این گونه شناخته می شود.
این فرقه انحرافی شبه عرفانی، عرفان را دنیایی بدون ابزار معرفی می کند و با تامل در این نکته می توان دریافت که نظریات ماتریالیستی عمق پیچیده ای در این فرقه دارد. نکته دیگر اینکه دیدگاه های کابالیستی نیز در لابه لای تعاریف دیالکتیکی این شبه عرفان وجود دارد. سرکرده ۵۴ ساله این فرقه مدعی است که آن چه می گوید را در دوران جوانی و از طریق کائنات و جهان هستی دریافت کرده و در این باره از هیچ فردی نکته ای نیاموخته و کتابی نیز در این باره نخوانده است!

تروریسم نوپدید و گروهکهای تروریستی نوظهور
تروریسم در دهههای اخیر دچار دگردیسی ساختاری عمیقی شده است. الگوی کلاسیک مبتنی بر سازمانهای سلسلهمراتبی و عملیات مسلحانه متمرکز، جای خود را به الگوی «تروریسم نوپدید» یا «تروریسم پسامدرن» داده است، این الگو با ویژگیهایی چون شبکهایبودن، مجازیمحوری، هویتمحوری و ماهیت ترکیبی (هیبریدی) شناخته میشود و بخشی از جنگ ترکیبی دشمنان خارجی بهویژه محور آمریکایی-صهیونیستی علیه ثبات و تمامیت ارضی کشور محسوب میگردد. همچنین تروریسم نوپدید را میتوان بهعنوان کنش خشونتآمیز تعریف کرد که با بهرهگیری از ساختارهای غیرمتمرکز، فناوریهای ارتباطی پیشرفته و ابزارهای جنگ شناختی، اهداف سیاسی، امنیتی یا هویتی را پیگیری میکند. برخلاف تروریسم کلاسیک (دهههای ۱۳۴۰ تا ۱۳۶۰ شمسی با مصداق بارز سازمان منافقین)، این الگو دارای سه محور تمایز اصلی است که شامل انگیزه هویتمحور، تمرکز بر هویتهای قومی، مذهبی افراطی یا ضدساختاری بهجای ایدئولوژیهای کلان سیاسی است.
همچنین تروریسم نوپدید گستره جهانی و فراملی دارد و عملیات فراتر از مرزهای جغرافیایی و با پشتیبانی شبکههای خارجی بوده و دارای سازماندهی شبکهای-مجازی است که شامل سلولهای کوچک، هستههای تکنفره یا چندنفره با ارتباطات رمزگذاریشده و وابستگی بالا به فضای مجازی است.
از منظر فنی، این پدیده در چارچوب «موج پنجم تروریسم» قرار میگیرد که با سلولهای غیرمتمرکز، جذب نیروهای فراملی و استفاده از زیرساختهای فناوری اطلاعات و ارتباطات بهعنوان پیشران اصلی شناخته میشود.
نکته قابل تامل آن است که ایران پنج موج اصلی تروریسم را تجربه کرده است که موجهای اولیه، تروریسم سازمانیافته سیاسی با ساختار خانهتیمی و عملیات خیابانی است، موج تکفیری (پس از اشغال عراق و تحولات منطقهای) با ورود گروههای سلفی-جهادی و تهدیدات مرزی فعال شده و حالا شاهد موج ترکیبی و نوپدید هستیم که در آن گذار به ساختارهای شبکهای، بهرهگیری از پیامرسانهای رمزگذاریشده، رمزارزها برای تأمین مالی بینام، و پیوند عملیات فیزیکی با جنگ شناختی برای ایجاد شوک روانی و بازتولید ناامنی اجتماعی قابل مشاهده است.
این تحول نشاندهنده «جهش ژنتیکی» در تروریسم است؛ گروهکها از حالت محلی به بازیگران دارای هویت فراملی تبدیل شدهاند که در آزمایشگاههای اطلاعاتی خارجی آموزش دیده و تجهیز میشوند.


فعال شدن هستههای نوپدید تروریستی در جنگ ترکیبی
تروریسم نوپدید در چارچوب جنگ ترکیبی دشمن قرار دارد. عملیات فیزیکی با حملات سایبری، نفوذ به مراکز داده و جنگ شناختی تلفیق میشود تا ضمن ایجاد ناامنی میدانی، روایتهای این مدل را تقویت کند. این الگو از سال ۱۳۹۶ به بعد با افزایش زیست مجازی عناصر فعال و تغییر فاز از اقدامات ایذایی به استفاده از سلاح گرم و خرابکاری سازمانیافته، پیچیدهتر شده است.
تروریسم نوپدید نمایانگر مرحلهای پیشرفته از تهدیدات نامتقارن علیه جمهوری اسلامی ایران است که با ترکیب فناوری، شبکههای غیرمتمرکز و جنگ شناختی، پیچیدگی بالایی دارد.
با این حال، تجربه چهار دهه مقابله، توانمندیهای اطلاعاتی-عملیاتی نیروهای امنیتی و هوشیاری ملی، ظرفیت خنثیسازی این تهدید را فراهم کرده است.
ارتقای مستمر قابلیتهای فناورانه، تقویت هماهنگی نهادی و پدافند شناختی، کلید حفظ امنیت پایدار و خنثیسازی پروژههای ترکیبی دشمن خواهد بود. سربازان گمنام امام زمان (عج) با اقدامات پیشدستانه خود بارها اثبات کردهاند که امنیت ملی ایران خط قرمزی نفوذناپذیر است.



