حاکمان سعودی در ادامه سیاست های متهورانه سالهای اخیر متحد خود در جنوب یمن را هم به گروگان گرفتند.
به گزارش مشرق، اقدامات عجیب عربستان سعودی در عرصه سیاسی تمامی ندارد. در آخرین نمونه از یک الگوی رفتاری بحثبرانگیز، ریاض با ممانعت از بازگشت «عمرو بنحبریش»، رهبر با نفوذ اتحاد قبایل حضرموت و متحد استراتژیک خود، به میهن خود در جنوب یمن، بار دیگر نشان داد که در شبکه متحدان منطقهای خود، مرز بین «مهمان» و «گروگان» را به شکلی بی سابقه در تاریخ به کنار نهاده است.
این اقدام که با اعتراض شدید شیوخ قبایل و نهادهای سیاسی حضرموت مواجه شده، نهتنها یک رفتار آنی، بلکه حلقهای از زنجیرهای است که پیشتر با گروگانگیری «سعد حریری»، نخست وزیر اسبق لبنان در ریاض و مرگ جنجالی «جمال خاشقچی» در استانبول به تصویر کشیده شده بود. یادداشت حاضر به بررسی این الگوی تکرارشونده و اهداف راهبردی پشت آن میپردازد.

***
استان حضرموت یمن، این روزها شاهد یک بحران سیاسی-امنیتی غیرمنتظره است. محور این بحران، شخصیتی به نام شیخ «عمرو بنحبریش»، رئیس «اتحاد قبایل حضرموت» و معاون اول استاندار این منطقه است. او که به عنوان متحد نزدیک ریاض و ابزار نفوذ عربستان در برابر شورای انتقالی جنوب (متحد امارات) شناخته میشد، از اواخر ژانویه ۲۰۲۶ به دعوت رسمی مقامات سعودی وارد ریاض شد. اما شش ماه بعد، وقتی قصد بازگشت به یمن را پیدا کرد، با مانعی بزرگ روبرو شد: مقامات سعودی در مرز زمینی «الودیعه» از خروج او جلوگیری کردند و عملاً او را در ریاض «بازداشت» نمودند. این اقدام که با سکوت رسمی مقامات ریاض همراه است، سوالات جدی درباره ماهیت روابط عربستان با متحدانش را برانگیخته است.
بن حبریش که در زمره چهرههای نزدیک به «خالد بن سلمان»، وزیر دفاع عربستان به شمار می رود این روزها مورد غضب سعودیها قرار گرفته و در نتیجه این امر در ریاض در حصر خانگی به سر میبرد.
بنحبریش تنها یک چهره قبیلهای محلی نیست؛ او فرمانده نیروهای «حفاظت از حضرموت» و رئیس «کنفرانس جامع حضرموت» است. این جایگاه، او را به یکی از تأثیرگذارترین بازیگران سیاسی-نظامی در شرق یمن تبدیل کرده است. با این حال، بر اساس گزارشهای غیررسمی، دلیل اصلی ممانعت سعودیها از بازگشت او، اتهاماتی مبنی بر ارتباط با جنبش انصارالله و همچنین سلطنت عمان عنوان شده است. حتی بعضی منابع از بازداشت او به دلیل مخالفتاش با تصمیم دولت دستنشانده «رشاد العلیمی»، رئیس شورای ریاستی یمن با از سرگیری صادرات نفت بدون تایید دولت قانونی صنعا صحبت میکنند. اما تاکنون هیچ دلیل رسمی برای حبس غیرقانونی وی اعلام نشده است. عربستان که تا دیروز از بنحبریش به عنوان سپر خود در برابر نفوذ امارات استفاده میکرد، ناگهان دریافت که او ممکن است خطوط ارتباطی مستقلی با بازیگران رقیب یا میانجیگر داشته باشد. به همین دلیل، ریاض با بازداشت او در خاک خود، عملاً یک متحد کلیدی را از صحنه معادلات حضرموت خارج کرده تا از هرگونه تغییر در موازنه قدرت جلوگیری کند. این رفتار، ریاض را در موقعیتی قرار داده که به جای «متحد»، نقش «زندانبان» را برای نزدیکترین متحد خود ایفا کند.
شباهت سرنوشت بن حبریش با سعد حریری
در نوامبر ۲۰۱۷، «سعد حریری»، نخستوزیر وقت لبنان و یکی از نزدیکترین متحدان عربستان، برای دیداری مهم عازم ریاض شد. اما در کمال ناباوری، او در آنجا بازداشت شد و در یک سخنرانی تلویزیونی از پیش ضبطشده، مجبور به اعلام استعفا گردید. حریری هفتهها در ریاض تحت بازداشت خانگی بود و تنها پس از میانجیگری فرانسه و برخی کشورهای عربی، توانست به لبنان بازگردد و استعفای خود را پس بگیرد.

در آن زمان نیز، مقامات سعودی دلیل مشخصی برای این اقدام ارائه نکردند. شباهت پرونده حریری با بنحبریش در این است که هر دو، متحدانی بودند که به ریاض دعوت شدند و سپس، به دلیل آنچه «عبور از خط قرمز» بن سلمان اظهار شده بود، از بازگشت به وطن خود منع شدند.
هراس شیوخ حضرموت از تکرار سناریوی جمال خاشقجی
تلخترین و بیسابقهترین حلقه این زنجیره گروگانگیری و حذف، به پرونده «جمال خاشقچی»، روزنامهنگار منتقد سعودی بازمیگردد. او در اکتبر ۲۰۱۸، برای گرفتن مدارک ازدواج خود، وارد کنسولگری عربستان در استانبول شد، اما به گواه تاریخ هیچ گاه از آن مرکز دیپلماتیک خارج نشد. در ادامه تحقیقات بینالمللی نشان داد که او در همان محل به دست کارکنان کنسولگری سعودی و تیم ترور اعزامی از ریاض به قتل رسیده و جسد وی نیز مثله شده است.

پرونده خاشقچی اگرچه با دو پرونده قبلی از حیث «متحد بودن» متفاوت است (چرا که او منتقد سیاسی ملک سلمان و فرزندش به شمار میرفت)، اما از نظر برخورد فیزیکی با اتباع یا متحدان در خارج از مرزهای عربستان و ایجاد یک محیط امنیتی برای اعمال فشار، در همان راستا تعریف میشود. این سه رویداد، تصویری از راهبردی واحد را ترسیم میکنند: جذب چهرههای کلیدی به «حلقه» زمامداران در ریاض، جدا کردن آنها از پایگاه و خاستگاه اجتماعی، و در ادامه اعمال فشار و تطمیع با هدف سرسپردگی یا حذف از معادلات قدرت.

آنچه این اقدامات حاکمان سعودی را در سطح بینالمللی بی سابقه ساخته، این است که در نظام روابط بینالملل معاصر، بازداشت یا حبس خانگی مهمانان و متحدان، به ویژه در خاک کشور میزبان، در تعارض کامل با موازین دیپلماتیک است. اکثر دولتها ترجیح میدهند اختلافات خود را از طریق کانالهای دیپلماتیک یا اقتصادی حل کنند، نه آنکه برای حل و فصل اختلافات خود به گروگانگیری و قتل دوستان یا منتقدان خود دست بزنند. این رفتار عربستان، آشکارا هنجارهای متعارف دیپلماتیک را نقض کرده و اعتماد سایر متحدان منطقهای و فرامنطقهای را نسبت به حاکمان کنونی عربستان سعودی به شدت خدشهدار کرده است.
برخی ناظران در تحلیل این رفتار متهورانه و غیر متعارف نظام سعودی به تشریح انگیزه های پشت پرده این رخدادها اشاره دارند. این عوامل غالبا عبارتند از:
۱. تطمیع متحدان: با نمایش قدرت مطلق، عربستان به همه نیروهای مزدور و دست نشانده خود پیام میدهد که «جدایی و انشقاق» از سیاستهای ریاض هزینه سنگینی دارد و وفاداری این افراد با حاکمان سعودی باید مطلق و بیچونوچرا باشد.
۲. مدیریت بحرانهای داخلی: در شرایطی که عربستان به دنبال ثبات در یمن و تثبیت موقعیت خود در برابر رقبای منطقهای (مانند امارات و ایران) است، هرگونه متحدی که احتمال عصیانگری و یا روحیه خودمختاری داشته باشد، یک تهدید بالقوه برای منافع ریاض در یمن محسوب شده و باید مهار شود.
۳. پاکسازی میدان از رقبای دردسرساز: با حذف فیزیکی یا سیاسی بازیگران غیرقابل پیشبینی، ریاض سعی دارد میدان را برای نیروهای وفادارتر و قابل کنترلتر هموار کند.
جمع بندی
ماجرای گروگانگیری عمرو بنحبریش، صرفاً یک تنش قبیلهای و محلی نیست؛ بلکه پنجرهای به روی ماهیت واقعی سیاست خارجی عربستان سعودی در یک دهه اخیر است. ریاض نشان داده که برای حفظ هژمونی خود، از تبدیل «متحد» به «گروگان» ابایی ندارد و این الگوی رفتاری، به ویژه در مواردی که با سکوت یا ابهام رسمی همراه است، به یک هنجار نگرانکننده در منطقه تبدیل شده است.
از سعدالدین حریری گرفته تا بنحبریش و خاشقچی، این سه نمونه تاریخی نشان میدهد که برای ریاض، مرز میان دیپلماسی، امنیت و اجبار، روزبهروز در حال محو شدن است. سوالی که باقی میماند این است: آیا متحدان فعلی و آینده عربستان، با مشاهده این الگوی تکرارشونده، باز هم با اطمینان پا به ریاض خواهند گذاشت؟ یا اینکه این رفتارها، زمینهساز یک تغییر اساسی در معادلات اعتماد در غرب آسیا خواهد بود؟ به نظر میرسد پاسخ به این سوال، نقشه راه روابط عربستان با شبکه نیابتی خود را در سالهای آینده تعیین خواهد کرد.
منبع: تسنیم



