بعضی‌ها می‌روند تا راه خانه باز بماند

بعضی‌ها می‌روند تا راه خانه باز بماند

مصطفی رحیمی آن شب از خانه رفت تا برگردد، اما ترکش‌ها پیش از اذان صبح، آخرین تماس همسرش را بی‌پاسخ گذاشتند.

یادداشت مهمان، لیلا مهدوی، نویسنده: تو هنوز نمی‌دانی آخرین‌بار، همان لحظه‌ایست که آدم خیال می‌کند هیچ چیز آخرین نیست. آن شب هم قرار بود چند ساعت بیشتر نباشد؛ نیمه‌شب تا سحر، ایست بازرسی میدان هفت‌تیر، بعد خانه، بعد سحری و صدای خواب‌آلود بچه‌ها. همسرت چند بار زنگ زد؛ شاید می‌خواست بگوید دیر نکنی، شاید هنوز نمی‌دانست بعضی تماس‌ها، آخرین تلاش آدم برای نگه‌داشتن یک نفر در این سوی زندگی‌اند. تو اما جواب ندادی. ترکش‌ها پیش از اذان، راه خانه را از تو گرفتند.

شهید مصطفی رحیمی! آدم برای رفتن آماده نمی‌شود؛ برای ماندن آماده می‌شود. برای صبح فردا، برای لقمه‌ای که باید سر سفره بگذارد، برای دستی که باید روی سر بچه بکشد، برای هزار کار کوچک که خیال می‌کنیم آن‌قدر عادی‌اند که هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند. شهادت اما درست از جایی می‌رسد که زندگی هنوز مشغول چیدن فرداست.

تو آن شب، میان رفت‌وآمد ماشین‌ها و نور چراغ‌ها، ایستاده بودی؛ شاید با همان خستگی آشنای آخر شب، شاید با فکر خانه، با فکر علیِ دوساله و ریحانه چهارساله، با فکر اینکه چند ساعت دیگر برمی‌گردی. کسی چه می‌داند آخرین تصویر آدم از زندگی چیست؟ شاید یک چراغ قرمز، صدای ترمز ماشینی، یا آسمان تاریکی که هیچ نشانی از وداع ندارد.

اما تو رفتی؛ نه از زندگی، از اندازه‌ای که ما برای زندگی می‌شناسیم.

شهادت، همین‌جا از مرز مرگ عبور می‌کند؛ جایی که آدم دیگر با معیارهای معمولِ «بودن» سنجیده نمی‌شود. تو می‌توانستی خانه باشی و پدر باشی و همسر باشی و هزار نقش کوچک و دوست‌داشتنی دیگر؛ اما شرافت، گاهی آدم را از آسودگیِ نقش‌هایش بیرون می‌کشد و مقابل چیزی بزرگ‌تر می‌ایستاند. تو پاسدار نبودی، اما پاسداری کردی؛ از خیابانی که شاید برای دیگری فقط یک تقاطع بود، از امنیت آدم‌هایی که حتی نامت را نمی‌دانستند.

و حالا عجیب‌ترین بخش ماجرا این است: میدان هفت‌تیر هنوز همان میدان است. ماشین‌ها می‌گذرند، چراغ‌ها عوض می‌شوند، آدم‌ها به قرارهایشان می‌رسند و برمی‌گردند خانه. فقط تو نیستی که از آن نیمه‌شب به بعد، دیگر هیچ خانه‌ای برای برگشتنت وجود ندارد.

و آن تماس‌های بی‌پاسخ هنوز چیزی بیشتر از یک تماس‌اند.

شاید یک روز علی از مادرش بپرسد: «بابا آن شب کجا بود؟»

و ریحانه، اگر بزرگ‌تر شده باشد، شاید بداند پدرش برای چه از خانه بیرون رفت.

اما تو خودت خوب می‌دانی چرا رفتی.

بعضی آدم‌ها از خانه بیرون می‌روند تا دوباره به خانه برگردند؛ بعضی‌ها می‌روند تا راه خانه برای دیگران باز بماند.

تو از دسته دوم بودی، مصطفی.

کد مطلب 6939751

  • سیریک چگونه قلب دنیا را به درد آورد؟

  • نسل جدید، راوی شعر عاشورایی شد؛ ۴۷ اثر «نذر شعر» قابلیت انتشار دارند

  • آخرین نگاه هم ممنوع بود

  • شهدای میناب و امام شهید محور نمایشگاه ایران‌نوشت امسال شد

  • مسئولیت اجتماعی و روایتگری مبارزه با استعمار

  • تلگرام خبرگزاری زیر خبر
  • تلویزیون آن
  • کشت کلزا در تبریز در سال زراعی جدید در اولویت قرار گرفت

  • ترامپ: ماه متعلق به ماست!

  • داوری ۵۷ طرح جوانان آذربایجان شرقی برای معرفی برترین ایده‌ها

  • ضرورت دفاع و حمایت از مردم مظلوم فلسطین

  • بررسی اتهامات آلمان درباره حمایت از نسل کشی غزه در لاهه

  • تأمین گاز زمستان نباید به روزهای سرد موکول شود

  • وحدت؛ نقطه قوت سیستان و بلوچستان در مقابل توطئه‌های تفرقه‌ افکنانه

  • ما بمب اتم نمی سازیم چون رهبر شهید ما آن را حرام اعلام کرده است

  • کارت شرکت در آزمون کاردانی به کارشناسی ۱۴۰۵ منتشر شد

  • نظارت بهداشتی بر ترانزیت ۷۱۷ محموله دامی از مرزهای خراسان رضوی

  • معاون وزیر نفت: قیمت بنزین برای ۸۵ درصد مردم تغییری نمی‌کند

  • احتمال شنیده شدن صدای انفجار در محدوده جنوب اصفهان وجود دارد

  • دو روی متفاوت تیم ملی والیبال ایران؛چین اولین آزمون جدی شاگردان پیاتزا

  • آغاز روند کاهشی دما؛ سامانه بارشی جدید از امروز وارد شمال کشور می‌شود

  • آنجفی: با واقعی‌سازی قیمت‌ها سهم واقعی کشاورز از تولید محقق می‌شود

  • وداع باشکوه مردم تنکابن با پیکر مطهر شهید «امیرحسین سلیم‌زاده»

  • درگیری‌ها در یمن بیش از ۳۰۰ کشته و صدها آواره برجا گذاشت

  • حریق گسترده در هتل آپارتمانی در مشهد؛ بیش از ۳۰۰ نفر نجات یافتند

  • اولین تصاویر و اطلاعات شهدای حادثه تروریستی کورین

  • مدعیانی که سد راه مدال طلا هستند؛ کار سخت کشتی‌گیران ایران در ژاپن

  • روزنامه‌های ورزشی دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های صبح دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های صبح دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های ورزشی یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

  • بلکا
  • جراح بینی در تهران
  • لوازم تحریر
  • خرید طلای آب شده
  • قیمت موکت
  • تور کربلا
  • استند تسلیت
  • مداحی اربعین
  • دوربین مداربسته
  • مرجع پاسخ معتبر پزشکان
  • فروش مواد شیمیایی
  • قیمت ایمپلنت
  • قطعات لباسشویی
  • آموزشگاه تیزهوشان
  • بلیط هواپیما
  • نمایندگی بوش در تهران
  • آموزشگاه زبان ملل
  • قیمت و خرید سمعک نامرئی
  • مهرینو
  • تهران تایمز
  • روزنامه آگاه