در حالی که ریاض در دفاع از خود در تحولات منطقهای گرفتار شده است، صهیونیستها میکوشند از درماندگی ریاض بهمثابه فرصتی برای نفوذ تدریجی به ساختار امنیتی آن به منظور پیشبرد عادی سازی بهره ببرند.
سرویس جهان مشرق – عربستان سعودی در یکی از دشوارترین مقاطع امنیتی سالهای اخیر خود گرفتار آمده است؛ از شرق درگیر جنگ ایران و آمریکا و اختلال در تنگه هرمز است، از جنوب زیر حملات یمنیها قرار دارد، از شمال شبهنظامیان عراقی را در حلقه تهدید میبیند و مسیرهای صادرات نفت آن، از بابالمندب تا هرمز، با خطر مواجه شدهاند.
در چنین بستری، مقاله یوئل گوژانسکی، پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت داخلی رژیم صهیونیستی (INSS)، با عنوان «درماندگی ریاض – فرصت اسرائیل» استدلال میکند که تلآویو میتواند از این وضعیت بهعنوان فرصتی برای نفوذ تدریجی به ساختار امنیتی عربستان بهره ببرد، هرچند نه از مسیر فشار برای عادیسازی، بلکه از راه ارائه همکاریهای امنیتی گزینشی و محرمانه.
گزارش پیشرو با محوریت این تحلیل، ابعاد درماندگی امنیتی ریاض، تنوعبخشی سعودیها به تکیهگاههای منطقهای و بینالمللی، و جایگاه احتمالی رژیم صهیونیستی در این معادله را بررسی میکند.
لازم به ذکر است که مشرق صرفاً جهت اطلاع نخبگان و تصمیمگیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاههای محافل رسانهای-اندیشکدهای بینالمللی این گزارش را منتشر میکند و دیدگاهها، ادعاها و القائات این گزارش لزوماً مورد تأیید مشرق نیست
یوئل گوژانسکی، پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت داخلی رژیم صهیونیستی (INSS) نوشت:
عربستان سعودی در یکی از سختترین نقاط سقوط امنیتی خود در سالهای اخیر قرار دارد. از شرق، جنگ بیپایان با ایران و اخلال در تنگه هرمز به تواناییاش در صادرات نفت آسیب میزند؛ از جنوب، حوثیها (انصارالله یمن) تأسیسات راهبردی پادشاهی را هدف قرار میدهند و مسیر صادرات جایگزین از طریق بابالمندب را نیز تهدید میکنند؛ در یمن نگرانی از آغاز دوبارهٔ جنگ تمامعیار افزایش یافته است؛ و از شمال، نیروهای مقاومت همسو با ایران در عراق به حلقهٔ تهدید میپیوندند.
بنابراین ریاض با تهدیدهایی تقریباً از همه جهات روبهروست که همزمان امنیت آن و منبع اصلی قدرتش – صادرات انرژی – را هدف گرفتهاند؛ بهطوریکه صادرات نفت در این ماه به پایینترین سطح خود رسیده و تنها ۳ میلیون بشکه در روز صادر شده است.
پاسخ سعودی، تنوعبخشی به تکیهگاههای قدرت است. ریاض در تلاش است روابط خود با ایالات متحده را تقویت کند، اتحاد با پاکستان را تعمیق میبخشد، همراه با آن و ترکیه «اتحاد مکه» را بنیان مینهد و چارچوبهای امنیتی منطقهای را برای حفظ آزادی کشتیرانی در دریای سرخ پیش میبرد.

اما هیچ چارچوب واحدی پاسخ کامل به نیاز و شرایط ویژه عربستان را نمیدهد: ایالات متحده همچنان تکیهگاه اصلی باقی مانده است؛ پاکستان عمق نظامی و بازدارندگی میافزاید؛ ترکیه توانمندیهای نظامی و صنعتی بههمراه میآورد؛ و چارچوبهای منطقهای همکاری تکمیلی فراهم میکنند. حتی «اتحاد مکه»، علیرغم بند دفاع متقابل، هنوز نشان نداده است که در جنگ فعلی یمن علیه عربستان چگونه عمل خواهد کرد – بهویژه زمانی که اعضای آن برداشت مشترکی از تهدید ندارند.
تعدد اتحادها نهتنها بیانگر قدرت نیست، بلکه عمدتاً نشانهٔ درماندگی است. هرچه احساس تهدید سعودی افزایش مییابد، ریاض یک متحد واحد برنمیگزیند، بلکه شراکتهای جزئی گرد میآورد تا به هیچ عامل واحدی وابسته نباشد.
اسرائیل نیز میتواند در این شبکه جای گیرد – نه بهعنوان جایگزین ایالات متحده و نه بهعنوان یک اتحاد دفاعی جدید، بلکه بهعنوان یک شریک جزئی دیگر. اسرائیل در زمینههای اطلاعاتی، هشدار زودهنگام، کمک به دفاع در برابر موشکها و پهپادها و مقابله با ایران و یمنیها برای عربستان ارزش دارد. اما بهدلیل بهای سیاسی رابطهٔ آشکار با اسرائیل، بهویژه حول مسئلهٔ فلسطین، چنین همکاریای در این مرحله احتمالاً گزینشی و بسیار محرمانه خواهد بود. این همان پارادوکس است: درماندگی امنیتی سعودی ممکن است نیاز به اسرائیل را افزایش دهد، اما نه لزوماً فوریت عادیسازی با آن را.
از نگاه اسرائیل، سیاست درست این نیست که درماندگی سعودی به اهرمی برای فشار بر ریاض جهت عادیسازی تبدیل شود، بلکه باید ارزش خود را بهعنوان یک شریک امنیتی اثبات کند. باید همکاری عملی در کانالهای محرمانه پیشنهاد شود. هرچه اسرائیل در ریاض بهعنوان عاملی که لایهٔ امنیتی حیاتی میافزاید – بدون مطالبهٔ انحصار یا علنیسازی فوری – درک شود، میتواند بهتدریج زیرساخت شراکتی گستردهتر و در ادامه، عادیسازی را بنا نهد.
به گزارش مشرق، وضعیت بحرانی امنیتی فعلی عربستان سعودی، ناشی از همراهی ریاض با تجاوزات آمریکایی و سعودی علیه ایران و همچنین سیاستهای خصمانه و ادامه محاصره علیه مردم یمن است که منجر به گرفتاری آن در شرایط فعلی شده است و به عقیده کارشناسان، حتی در صورت کمک صهیونیستها به رژیم سعودی، بسیار دور از ذهن است که بدون کنار گذشتن سیاستهای فعلی توسط پادشاه خام و جوان سعودی، ریاض از این مهلکه نجات پیدا کند.



