اگر مربیان ایرانی در فصل جدید عملکرد خوبی داشته باشند، این فصل میتواند نقطه عطفی برای مربیگری داخلی باشد، اما این به معنای بی نیازی فوتبال ایران از دانش مربیان خارجی نیست.
سرویس ورزش مشرق – بیستوششمین دوره لیگ برتر فوتبال ایران در شرایطی با حضور ۱۸ تیم برگزار میشود که یکی از متفاوتترین ویژگیهای آن، نبود حتی یک سرمربی خارجی روی نیمکت تیمهاست. با افزایش تعداد تیمها از ۱۶ به ۱۸ تیم، تعداد مسابقات هر تیم نیز از ۳۰ به ۳۴ بازی افزایش یافته و فصل جدید از مرداد ۱۴۰۵ آغاز میشود.
این اتفاق را نمیتوان صرفاً حاصل افزایش اعتماد باشگاهها به مربیان ایرانی دانست. افزایش هزینههای ارزی، دشواری پرداخت قراردادهای خارجی و شرایط خاص اقتصادی و امنیتی کشور پس از جنگ نیز در این تصمیم بیتأثیر نیست. استخدام یک مربی خارجی فقط به پرداخت دستمزد او محدود نمیشود؛ هزینه دستیاران، اقامت، رفتوآمد و تعهدات ارزی نیز به باشگاه تحمیل میشود. در چنین شرایطی، طبیعی است که بسیاری از مدیران ترجیح دهند سراغ گزینهای بروند که از نظر مالی و اجرایی کمریسکتر باشد.
یک اتفاق تاریخی یا یک اجبار اقتصادی؟
فصل جدید در حالی بدون مربی خارجی آغاز میشود که حضور مربیان غیرایرانی در فوتبال باشگاهی کشور سابقهای طولانی دارد. از برانکو ایوانکوویچ و زلاتکو کرانچار تا وینفرد شفر، آندرهآ استراماچونی، گابریل کالدرون و اوسمار و دراگان اسکوچیچ، مربیان خارجی در دورههای مختلف تأثیرهای متفاوتی بر فوتبال ایران گذاشتهاند.
برخی از آنها موفقیتهای بزرگی کسب کردند و برخی نیز خیلی زود از فوتبال ایران کنار رفتند. بنابراین نمیتوان نسخهای کلی صادر کرد که «مربی خارجی خوب است» یا «مربی ایرانی بهتر است». آنچه اهمیت دارد، کیفیت انتخاب است.
البته شرایط فصل جدید با گذشته تفاوت دارد. افزایش نرخ ارز باعث شده قرارداد یک مربی خارجی برای باشگاه ایرانی بسیار گرانتر از گذشته تمام شود. از طرف دیگر، شرایط خاص کشور پس از جنگ، نااطمینانی درباره سفر، اقامت و فعالیت افراد خارجی را افزایش داده است. در چنین فضایی، حتی اگر باشگاهی از نظر مالی توان پرداخت دستمزد داشته باشد، ممکن است پیدا کردن مربی خارجی مناسب و متقاعد کردن او برای حضور در ایران آسان نباشد.
بنابراین نبود مربی خارجی در لیگ بیستوششم را باید ترکیبی از ملاحظات اقتصادی، شرایط کشور و سیاست باشگاهها در انتخاب کادر فنی دانست؛ نه لزوماً یک تصمیم آگاهانه برای حذف مربیان خارجی.

فرصتی طلایی برای مربیان ایرانی
روی دیگر این اتفاق اما بسیار جذاب است. برای نخستین بار در چنین سطحی، تمام نیمکتهای لیگ برتر در اختیار مربیان ایرانی قرار گرفته است. گزارشهای مربوط به ترکیب نیمکتهای فصل جدید نیز بر همین نکته تأکید دارند و حتی اشاره میکنند که هیچیک از سرمربیان لیگ بیستوششم بالای ۶۰ سال نیستند؛ موضوعی که نشاندهنده حضور پررنگ نسل جوانتر و میانسال مربیان ایرانی است. حتی چند مربی سابقه قهرمانی در لیگ برتر یا جام حذفی به عنوان سرمربی و یا دستیار را در کارنامه خود دارند.
این اتفاق میتواند یک فرصت مهم برای مربیانی باشد که سالها در سایه مربیان خارجی یا نسل قدیمیتر فعالیت کردهاند. حالا آنها در شرایطی قرار دارند که باید در برابر یکدیگر رقابت کنند و تواناییهایشان را در طول یک فصل ۳۴ هفتهای به نمایش بگذارند.
محرم نویدکیا، جواد نکونام، مهدی رحمتی، سهراب بختیاری زاده، مجتبی حسینی، سعید اخباری و مهدی تارتار هرکدام تجربه و مسیر متفاوتی دارند. برخی از آنها سابقه حضور در تیمهای بزرگ را دارند و برخی دیگر با کار در باشگاههای کوچکتر خودشان را به سطح اول رساندهاند.
لیگ بیستوششم میتواند مشخص کند کدامیک از این مربیان واقعاً ظرفیت تبدیل شدن به چهرههای ماندگار مربیگری ایران را دارند.
حذف کامل خارجیها یک هشدار هم هست
اما نبود مربی خارجی الزاماً خبر خوبی نیست. فوتبال یک ورزش جهانی است و مربیان خارجی، اگر با کیفیت انتخاب شوند، میتوانند دانش و روشهای تازهای وارد فوتبال ایران کنند.
برانکو نمونه روشنی از تأثیر یک مربی خارجی در فوتبال ایران است. او علاوه بر موفقیتهای متعدد با پرسپولیس، بخشی از روشهای تمرینی و مدیریتی خود را به فوتبال ایران منتقل کرد. استراماچونی نیز با وجود دوره کوتاه حضورش در استقلال، از نظر تاکتیکی تأثیر محسوسی بر تیمش گذاشت.
در مقابل، فوتبال ایران در سالهای اخیر نمونههایی هم داشته که قرارداد با مربیان خارجی به جدایی زودهنگام یا پروندههای حقوقی منجر شده است. بنابراین مسئله اصلی، خارجی بودن یا ایرانی بودن مربی نیست؛ باشگاه باید مربی را براساس دانش، سابقه، سبک کاری و تناسبش با ساختار تیم انتخاب کند.
اگر یک مربی ایرانی از نظر فنی بهترین گزینه باشد، هیچ دلیلی برای ترجیح مربی خارجی وجود ندارد. اما اگر مربی خارجی باکیفیتی وجود داشته باشد که بتواند دانش جدیدی به فوتبال ایران اضافه کند، کنار گذاشتن او صرفاً به دلیل تابعیت نیز منطقی نیست.
لیگ فشرده بیستوششم؛ آزمون مربی ایرانی برای استفاده از امکانات و داشته ها
این فصل از یک جهت برای مربیان ایرانی حتی سختتر از فصلهای گذشته است. وقتی مربی خارجی روی نیمکت وجود ندارد، دیگر نمیتوان ضعف فنی را به تفاوت امکانات، زبان یا سبک فوتبال نسبت داد. هر مربی باید در برابر رقیب ایرانی خودش پاسخگو باشد.
این موضوع بهخصوص برای تیمهای مدعی اهمیت دارد. استقلال با سهراب بختیاریزاده وارد فصل میشود و پرسپولیس نیز مهدی تارتار را روی نیمکت خواهد داشت. تراکتور با جواد نکونام و سپاهان با محرم نویدکیا فصل را آغاز میکنند. انتخاب این مربیان نشان میدهد باشگاههای بزرگ نیز در فصل جدید به گزینههای داخلی اعتماد کردهاند. وضعیت استقلال البته پیچیدگیهای خاص خود را دارد؛ این تیم در آستانه فصل و البته حضور در لیگ نخبگان آسیا با مشکلات مربوط به پنجره نقلوانتقالات و محدودیت در جذب بازیکن روبهرو بوده است.
از طرف دیگر، حضور ۱۸ تیم باعث میشود فصل از نظر فشردگی و تعداد مسابقات نیز متفاوت باشد. هر تیم چهار مسابقه بیشتر از فصلهای ۱۶ تیمی انجام میدهد و در نتیجه مدیریت بدنی، استفاده از نیمکت و برنامهریزی تمرینی اهمیت بیشتری پیدا میکند.

آیا فوتبال ایران از مربی خارجی بینیاز شده است؟
پاسخ کوتاه، خیر است. اما این به معنی آن نیست که فوتبال ایران باید همیشه سراغ مربی خارجی برود. اتفاقاً اگر مربیان ایرانی در فصل جدید عملکرد خوبی داشته باشند، این فصل میتواند نقطه عطفی برای مربیگری داخلی باشد.
مسئله مهمتر این است که این فرصت به مصونیت مربیان ایرانی تبدیل نشود. باشگاهها نباید صرفاً به دلیل ایرانی بودن سرمربی، عملکرد ضعیف او را تحمل کنند. همانطور که مربی خارجی باید براساس نتیجه و کیفیت فوتبال ارزیابی شود، مربی ایرانی نیز باید با همان معیارها سنجیده شود.
از سوی دیگر، فوتبال ایران باید ارتباط خود را با دانش روز دنیا حفظ کند؛ حتی اگر تعداد مربیان خارجی در لیگ برتر کاهش پیدا کرده باشد. استفاده از دورههای آموزشی، تحلیلگران خارجی، اردوهای حرفهای، تبادل دانش و حضور دستیاران و متخصصان بینالمللی میتواند بخشی از این خلأ را جبران کند.
۱۸ نیمکت، ۱۸ چهره نسبتا جوان ایرانی
فهرست منتشرشده از سرمربیان لیگ بیستوششم، تصویری از یک لیگ کاملاً ایرانی و البته جوان ارائه میدهد. میانگین سنی ۱۸ سرمربی در فصل ۱۴۰۶-۱۴۰۵ فوتبال ایران، عددِ قابلتوجه ۴۸ سال و ۳ ماه است. یک آمار جذاب که خط بطلانی روی نامهای تکراری کشیده و جوانگرایی را بهوضوح نشان میدهد.
در آستانه شروع مسابقات، ترکیب نیمکتها به این شرح اعلام شده است:
| تیم | سرمربی |
|---|---|
| استقلال | سهراب بختیاریزاده |
| پرسپولیس | مهدی تارتار |
| تراکتور | جواد نکونام |
| سپاهان | محرم نویدکیا |
| فولاد خوزستان | حمید مطهری |
| گلگهر سیرجان | مهدی رحمتی |
| ذوبآهن اصفهان | عبدالله ویسی |
| چادرملو اردکان | سعید اخباری |
| خیبر خرمآباد | فراز کمالوند |
| ملوان بندرانزلی | مازیار زارع |
| استقلال خوزستان | امیر خلیفهاصل |
| شمسآذر قزوین | وحید رضایی |
| آلومینیوم اراک | پیروز قربانی |
| نساجی مازندران | مجتبی حسینی |
| فجر شهیدسپاسی | رسول خطیبی |
| پیکان | ساکت الهامی |
| صنعت نفت آبادان | محمد نوری |
| مس شهر بابک | قاسم شهبا |
مربی خوب را کیفیت مشخص می کند نه پاسپورت
لیگ بیستوششم را شاید بتوان آزمون بزرگ مربیگری ایرانی نامید. شرایط اقتصادی و ارزی، دشواری جذب مربیان خارجی و وضعیت خاص کشور باعث شدهاند تمام نیمکتهای لیگ در اختیار مربیان داخلی قرار بگیرد؛ اما این اتفاق نباید به یک اصل دائمی تبدیل شود که فوتبال ایران را از تجربه و دانش بینالمللی دور کند.
اگر مربیان ایرانی از این فرصت برای ارائه فوتبال بهتر، تربیت بازیکنان جوان و استفاده از روشهای علمی استفاده کنند، نبود مربی خارجی میتواند به یک اتفاق مثبت تبدیل شود. اما اگر کیفیت فوتبال پایین بیاید و باشگاهها صرفاً از سر اجبار به مربیان داخلی تکیه کنند، این وضعیت میتواند در بلندمدت به ضرر فوتبال ایران تمام شود.
در نهایت، معیار باید ساده باشد: مربی خوب، مربی خوب است؛ چه ایرانی باشد و چه خارجی. آنچه لیگ بیستوششم باید نشان دهد این است که مربیان ایرانی تا چه اندازه آمادهاند این فرصت تاریخی را به یک جهش واقعی در سطح مربیگری کشور تبدیل کنند.



